تصاویر زیباسازی نایت اسکین
حاسبوا أنفسكم قبل أن تحاسبوا

سخن روز

حسابداران خبره برنز
Bronze Expert Accountants

به نام خدای حسابگر و حسابرس و حسابدار

ترازَش همیشه موزون است و موجودی‌هایش همواره در فزون.
مطالبات مشکوک الوصولی ندارد، زیرا کسی از قدرت لایزال او نمی‌تواند بگریزد.
استهلاک انباشته محاسبه نمی‌کند چون در سیطره‌ی حسابداری او چیزی بی‌ارزش نمی‌شود.
هیچ شراکتی با احدی ندارد. خود مالک است و بی‌رقیب.
تلفیق و ادغام و ترکیب در حوزه‌ی شخصیتش پیش‌بینی شده است.
حسابداری تورمی ندارد، زیرا ارزش‌ها در نظرش تغییر ناپذیرند.
حسابداریش آن‌قدر خالص است که دوره‌ی مالی در آن تعریف ناشدنی و واحد پولی در آن بی‌معنا است.
عملکرد او به دوره‌ی محدودی منحصر نیست و ازل تا ابد را در بر می‌گیرد.
تداومش یک فریضه نیست، بلکه یک اصل و حقیقتی محض است.
مدیریتش حسابداری و حسابداریش مدیریت که بر مدار عدالت استوار است و به مثقال و ذره هم می‌رسد و چیزی از قلم نمی‌افتد.
فضل و بخشش او بر محور اهمیت می‌چرخد و سرمایه‌ی بندگان امیدواری به اوست

و همان است که رهایی‌بخش آنان از حساب و کتاب روز جزا خواهد بود.

 

و اما بعد

 

اصول،مفروضات،ميثاقها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 11:37  توسط شادروحی  | 

حسابداري‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌


دامنـه‌ كاربرد

1 .         اين‌ استاندارد بايد براي‌ حسابداري‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌ و ساير اشكال‌ كمكهاي‌ دولتي‌ بكار گرفته‌ شود.

2 .    الزامات‌ اين‌ استاندارد، بهترين الگوي عمل براي كمكهايي از منابع غير دولتي نيز مي باشد.

موارد ذيل كمك بلاعوض دولت محسوب نمي شود:

الف) مزيتهايي‌ كه‌ تنها به‌ طور غيرمستقيم‌ و از طريق‌ انجام‌ عمليات‌ مؤثر بر شرايط‌ عمومي‌ تجاري‌ فراهم‌ مي‌شود مانند:

1-   تدارك‌ امكانات‌ زيربنايي‌ در مناطق‌ در حال‌ توسعـه

2-   تحميـل‌ محدوديتهاي‌ تجـاري‌ بر رقبـا

ب) آن‌ گروه‌ از كمكهاي‌ دولت‌ كه‌ تعيين‌ ارزش‌ آنها به نحو معقولي‌ امكان‌پذير نيست‌.

ج) معاملات‌ واحد تجاري‌ با دولت‌ كه‌ نتوان‌ آنهـا را از فعاليتهاي‌ عادي‌ واحد تميز داد.

** در اين‌ استاندارد همچنين‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ نهادهاي‌ بين‌المللي‌ از قبيل‌ سازمان‌ ملل‌ متحد و مؤسسات‌ وابسته‌ به‌ آن‌ همانند كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌ تلقي‌ مي‌شود.

شناخت‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌

8 .       كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌ درصورت‌ احراز شرايط‌ زير شناسايي‌ مي‌شود:

الف ‌.   جريان‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ مرتبط‌ با كمك‌ بلاعوض‌ به‌ درون‌ واحد تجاري‌ يا كاهش‌ جريان‌ خروجي‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ از واحد تجاري‌ محتمل‌ باشد،

ب‌  .    مبلغ‌ كمك‌ بلاعوض‌ به‌گونه‌اي‌ اتكا پذير قابل‌ اندازه‌گيري‌ باشد،

ج‌    .    مخارج‌ مرتبط‌ با كمك‌ بلاعوض‌ دريافتي‌ به‌گونه‌اي‌ اتكا پذير قابل‌ اندازه‌گيري‌ باشد، و

د‌    .    اطمينان‌ معقولي‌ در رابطه‌ با اجراي‌ شرايط‌ مربوط‌ به‌ مصرف‌ كمك‌ بلاعوض‌ وجود داشته‌
باشد.

 

كمكهاي دولت به لحاظ ماهيت و اهداف داراي اشكال متفاوتي است كه عمدتا به شرح ذيل مي باشد:

1-كمكهايي جهت حمايت مالي

2-كمكهايي جهت تامين مالي

3-كمكهايي كه شرط اساسي اعطاي آن الزام واحد تجاري به خريد يا ساخت دارايي غير جاري

4-كمكهايي كه در قالب بخشش مطالبات دولت از واحد تجاري انجام مي گيرد.

 

نوع کمک

شرایط

نمونه

حمایت مالی

۱-با پیش بینی قبلی است.

۲-جبران زیان  یا هزینه های گذشته است.

۳-جبران کاهش درآمد گذشته است.

۴-در شرایط اظطراری انجام می گیرد.

مثل جبران خسارت ناشی از جنگ و زلزله و یا جلوگیری از تعطیلی بنگاه های اقتصادی

تامین مالی

طی یک دوره بلند مدت مشخص به منظور جبران افزایش هزینه و یا جبران کاهش درآمد دوره جاری یا آتی انجام می گیرد

مانند یارانه خرید مواد و فروش محصول(سوبسیدها)

یا جبران زیان شرکتهای دولتی با خدمات دهی عمومی

خرید یا ساخت دارائی غیرجاری

خرید یا ساخت دارائی غیر جاری

مانند کمک از طرحهای عمرانی یا اهداء دارائی ثابت

بخشش مطالبات

بصورت جمعا و خرجا در بودجه دولت است

مانند بخشش اصل و فرع تسهیلات-معافیتهای گمرکی-تامین غیر مستقیم مابه التفاوت ریالی ارز تخصیصی

((((((نحوه حسابداري كمكهاي بلاعوض دولت))))))

قاعده کلی در حسابداری کمکهای بلاعوض این است که آیا باید کمک بلاعوض را بعنوان درآمد شناسایی کنیم و یا به عنوان بدهی؟

اگر در قوانین آمره نحوه حسابداری مشخص شده باشد که هیچ ولی اگر نحوه حسابداری در قوانین آمره مشخص نشده باشد طبق طبقه بندی انجام شده فوق کمک بلاعوض به شرح ذیل حسابداری می شود:

 

نوع کمک

نحوه حسابداری

۱-حمایت مالی

کمک دریافتی در زمان قابل وصول بودن بعنوان درامد در حسابها منظور می شود . یعنی حسابهای دریافتنی بدهکار و درآمد حاصل از کمک بلاعوض بستانکار می شود.

قابل وصول بودن برابر وصل نیست.

۲-تامین مالی

در دوره مربوط به خودش یعنی در دوره تحقق یا از بهای تمام شده کالای فروش رفته کسر میشود و یا به فروش اضافه می شود.

۳-خرید یا ساخت دارائی غیرجاری

متناسب با ایفای تعهدات و عمر مفید دارائی در صورت سود وزیان منظور می شود.

۴-بخشش مطالبات

در زمان بخشودگی بعنوان درآمد شناسایی می شود.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1392ساعت 16:9  توسط شادروحی  | 

نحوه تهیه صورت جريان وجوه نقد

 1- فعالیتهای عملیاتی:

1-1- روش مستقیم

1-1-1- وجوه نقد حاصل از فروش=حسابهای دریافتنی پایان دوره – حسابهای دریافتنی  ابتدای دوره + فروش

2-1-1- وجوه نقد حاصل از ارایه خدمات=حسابهای دریافتنی پایان دوره - حسابهای دریافتنی ابتدای دوره + درآمد خدمات

3-1-1- وجوه نقد پرداختی بابت مواد اولیه=موجودی پایان دوره - موجودی ابتدای دوره + هزینه مواد اولیه

4-1-1- وجوه نقد پرداختی بابت حقوق و دستمزد=حقوق پرداختنی پایان دوره - حقوق پرداختنی ابتدای دوره + هزینه حقوق

(برای تمامی درآمد ها و هزینه های عملیاتی) از جمله پرداختي بابت حق امتياز ، اجاره عملياتي و هزينه هاي تجديد ساختار و هرنوع پرداختي به كاركنان از جمله وام و خسارت دريافتي از بيمه از بابت حتي اقلام سرمايه اي. 

  2-1- روش غیر مستقیم

(تهیه صورت تطبیق سود عملیاتی با جریان وجوه نقد حاصل از عملیات)

 1-2-1- تعیین سود عملیاتی(صورت سود و زیان)

2-2-1- تعدیل هزینه های غیر نقدی

            الف) استهلاک

            ب) مزایای پایان خدمت

            ج) ......

            .

 3-2-1- تعدیل از بابت اقلام عملیاتی ترازنامه

            الف) افزایش و کاهش  در داراییهای  مرتبط با عملیات

              ب) افزایش و کاهش  در بدهیهای مرتبط با عملیات

 4-2-1-تعدیل از بابت درآمدها و هزینه های غیر عملیاتی

** مواردی که در هیچ سرفصل دیگری قرار نمیگیرند(حمل موردی مواد اولیه) .

 5-2-1- تعدیلات سنواتی موثر بر اقلام جاری

                        بدهکار = خروج وجه نقد

                        بستانکار= ورود وجه نقد

**الف) اگر نقدی باشد ، ورودی یا خروجی وجه نقد

       ب) در غیر این صورت اثر آن به این وسیله خنثی میشود.

6-2-1- سایر تعدیلات:

در مواقعی که حسابهای عملیاتی با سایر سرفصلها درگیر شود

2- بازده سرمايه گذاريها و سود پرداختي بابت تأمين مالي:

1-2- سود سهام دریافتی=سود سهام دریافتنی ابتدای دوره + در آمد مربوط به سود سهام – سود سهام دریافتنی پایان دوره

 ** از بابت بکارگیری روش ارزش ویژه میبایست تعدیلات لازم صورت گیرد.

 2-2- سود سهام پرداختی=سود سهام پرداختنی ابتدای دوره + سود سهام تصویب شده –سود سهام پرداختنی پایان دوره

 3-2- بهره دریافتی=بهره دریافتنی ابتدای دوره + درآمد بهره –بهره دریافتنی پایان دوره

4-2- بهره پرداختی=بهره پرداختنی ابتدای دوره +بهره منظور شده به دارایی+ هزینه بهره – بهره پرداختنی پایان دوره

5-2- تعدیلات سنواتی موثر بر این سرفصل(دریافتنی یا پرداختنی)

 3- ماليا ت بر درآمد:

1- کلیه وجوه نقدی که واحد تجاری از بابت عملکرد پرداخت کرده است.

** حتی از بابت سنوات قبل (تعدیلات سنواتی)

ماليات پردرآمد پرداختي =  ذخیره مالیات ابتدای دوره +پیش پرداخت مالیات پایان دوره+ مالیات دوره جاری   –ذخیره مالیات انتهاي دوره - پیش پرداخت مالیات اول دوره+ تعدیلات سنواتی موثر - تعدیلات سنواتی غير موثر

4- فعالیتهای سرمایه گذاری

1-4- وجوه مرتبط با داراییهای ثابت مشهود و داراییهای نامشهود

1-1-4- وجوه پرداختی بابت تحصیل=حسابهای پرداختنی مرتبط در  ابتدای دوره + افزایش در دارایی ثابت – حسابهای پرداختنی  مرتبط در پایان دوره

2-1-4- وجوه دریافتی بابت فروش=سود (- زیان)حاصل از واگذاری+ کاهش در دارایی ثابت(ارزش دفتری)  +حسابهای دریافتنی مرتبط در  ابتدای دوره – حسابهای دریافتنی مرتبط در پایان دوره

3-1-4- اعمال تعدیلات از بابت تعدیلات سنواتی موثر

 نکته:

4-1-4- اعمال تعدیلات از بابت تغییر طبقه بندی و تعدیلا جاری که بر افزایش و کاهش داراییها موثر است.

 **در صورتیکه بتوان به طور مستقیم از طریق اطلاعات مالی  دریافتها و پرداختهای مرتبط با تحصیل یا واگذاری داراییها را مشخص کرد فرمولهای فوق میتواند کنترل کننده مناسبی باشد.

 2-4- وجوه مرتبط با سرمایه گذاریها(سهام ، سپرده بانکی یا اوراق مشارکت)

 ** دقیقاً شبیه ردیف 1-4 عمل میشود اما حتماً باید اثرات ناشی از بکارگیری روشهای سرمایه گذاری (ارزش ویژه یا ارزش بازار و .....) مد نظر قرار کیرد.

5- فعاليتهاي تأمين مالي:

1-5- وجوه مرتبط با  افزايش و کاهش سرمايه

 ** صرفاً مبالغ نقدی ، (شامل علی الحساب افزایش سرمایه)  مد نظر قرار میگیرد.

 5- فعاليتهاي تأمين مالي:

2-5- دريافت تسهيلات مالي و  بازپرداخت اصل تسهيلات مالي و  حصه اصل اقساط پرداختي اجاره به شرط تمليك .

= باز پرداخت اصل تسهیلات مالی=مانده اصل در  ابتدای دوره + اصل تسهیلات مالی دریافتی–مانده اصل در  پایان دوره

***تسعير ارز از اين بابت بابد تعديل شود. يعني منهاي سود تسعير و به اضافه زيان تسعير ارز

 *** تسهيلات مالي دريافتي با سررسيد كمتر از سه ماه  را میتوان بطور خالص و جداگانه نمایش داد.

 1-2-5- اعمال تعدیلات از بابت تعدیلات سنواتی موثر

6- مبادلات غیر نقدی

معاملاتي كه مستلزم استفاده از وجه نقد نيست نبايد در صورت جريان وجوه نقد انعكاس يابد .

اين معاملات ، به استثناي معاملات مربوط به فعاليتهاي عملياتي ، در صورت با اهميت بودن بايددر يادداشتهاي توضيحي به نحو ي مناسب افشا شود.

 نمونه غير نقديهايي كه بايد در ياداشتها افشاء شوند:

1-      تحصيل‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود در قبال‌ تسهيلات‌ مالي‌

2-      تحصيل‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود در قبال‌ صدور سهام‌

3-      مبادله‌ موجودي‌ مواد اوليه‌ يا موجودي‌ كالاي‌ ساخته‌ شده‌ با دارايي‌ ثابت‌ مشهود

4-      افزايش‌ سرمايه‌ از محل‌ مطالبات‌ حال شده‌ بستانكاران‌

5-      جايگزيني‌ وامهاي‌ بلند مدت‌ با وامهاي‌ بلند مدت‌ ديگر

تغييرات‌ در چارچوب‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ كه‌ مبين‌ طبقه‌بندي‌ مجدد حسابهاي‌ تشكيل‌ دهنده‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ است‌ از قبيل‌ افزايش‌ سرمايه‌ از محل‌ اندوخته‌ها و تخصيص‌ اندوخته‌ از محل‌ سود انباشته‌، در زمره‌ معاملات‌ غير نقدي‌ مستلزم‌ افشا تلقي‌ نمي‌شود.

7 -تسعیر ارز

1-7-  هرگاه بخشي از سود يا زيان ناشي از تسعير معاملات عملياتي تسويه شده و یا مانده های عملیاتی تسويه نشده به موجب استانداردهاي حسابداري يا قوانين آمره به سود و زيان عملياتي دوره منظور نشده باشد.

 2-7-  هرگاه سود يا زيان ناشي از تسعير معاملات غيرعملياتي تسويه شده يا مانده هاي غيرعملياتي تسويه نشده در محاسبه سود عملياتي دوره منظور شده باشد.

 در موارد فوق  ، تعديلات انجام شده در محاسبه جريانهاي نقدي در سرفصلهاي اصلي مربوط منظور مي شود.

3-7- هرگاه سود يا زيان ناشي از تسعير وجه نقد (صرفاً وجه نقد)در محاسبه سود يا زيان عملياتي دوره منظور شده باشد.

 **مورد فوق به عنوان يكي از عوامل تطبيق بين مانده اول دوره و پايان دوره وجه نقد درصورت جريان وجوه نقد ارائه مي شود.

8- مانده وجه نقد ابتدا و پایان دوره

  ** مانده وجه نقد ابتدا و پایان دوره در ذیل صورت جریان وجوه نقد درج میگردد.

 

جريانهاي‌ نقدي‌ ارزي‌ در گروه‌ واحدهاي‌ تجاري‌

 

در گروه واحدهای تجاری(اصلی و فرعیها) با سه مساله روبرو هستیم:

۱-در صورت جریان وجوه نقد شرکت اصلی بابت خرید شرکت فرعی چه مبلغی و در کدام قسمت باید درج شود؟

۲-اگر از نرخ میانگین ارز برای تسعیر صورتهای مالی شرکت فرعی استفاده کنیم تفاوت حذف معاملات در کجای صورت جریان باید گزارش شود؟

۳-صورت جریان وجوه نقد تلفیقی چگونه تهیه می شود؟

جواب سوال ۱

ارزش منصفانه شرکت فرعی به ریز(مثل ارزش منصفانه موجودی کالا ، ارزش منصفانه دارايي ثابت ...) + سرقفلی تلفیق - ارزش منصفانه آنچه دادیم - موجودی نقد شرکت فرعی = برابر می شود با وجوه نقد پرداختی بابت سرمایه گذاری در شرکت فرعی که در قسمت فعالیتهای سرمایه گذاری گزارش می شود.

جواب سوال ۲

تفاوت را با حسابهای دریافتنی و پرداختنی عملیاتی تهاتر می کنیم

جواب سوال ۳

دقیقا مانند صورت جریان یک واحد تجاری از ترازنامه و صورت سودزیان با تعدیل از بابت سوال ۲ تهیه می کنیم.

 منبع: خلاصه دکتر محمود زاده(مدیر موسسه حسابرسی کاربرد ارقام) از استاندارد ۲

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1392ساعت 9:22  توسط شادروحی  | 

حسابداري نفت و گاز و منابع طبيعي

مقدمه

از دیدگاه نظری حسابداری و گزارشگری مالی در صنعت نفت و گاز نمایانگر وضعیتی است که نشان می دهد اطلاعات تهیه شده از طریق مدل بهای تمام شده تاریخی در مقایسه با ارزشهای جاری غالبا برای تصمیم گیرندگان  از سودمندی کمتری برخوردار است.

    دو روش مطرح در حسابداری نفت و گاز عبارتند از

   1-بهای تمام شده کامل(full cost)

   2-کوششهای موفق(successful efforts )

   به کار گیری دو روش بهای تمام شده کامل و کوششهای موفق در عمل تفاوت هایی دارد و دلیل اصلی این تفاوت ها اختلاف در نحوه تعریف مراکز هزینه می باشد .تفاوت اصلی این دو روش نحوه ی برخورد با هزینه های اکتشافی است که منتج به کشف ذخایر نفت و گاز نمی شود.در روش بهای تمام شده کامل تمامی مخارج اکتشاف صرفنظر از کشف یا عدم کشف ذخایر نفت و گاز سرمایه ای محسوب می گردد .

 منطق زیر بنای این روش ماهیت احتمالی فعالیت های اکتشافی است. زیرا برای دستیابی به ذخایری در یک منطقه ممکن است حفر تعداد زیادی چاه اکتشافی ضرورت داشته باشد . بنابراین تمامی مخارج فعالیت های اکتشاف را می توان در بهای تمام شده چاههای  موفق منظور کرد.

   اما در روش کوششهای موفق تنها مخارج اکتشافی که منتج به کشف چاههای قابل استخراج شده است سرمایه ای محسوب می شود و سایر مخارج اکتشاف که منتج به نتیجه ای نشده است بلادرنگ به هزینه منظور می گردد .

منابع طبیعی

منابع طبیعی از لحاظ تئوری به آن گروه از داراییهای بلند مدت اطلاق می شود که در طبیعت وجود داشته و نظیر داراییهای عملیاتی مشهود دارای ویژگی منافع آتی است .منابع طبیعی غالبا به عنوان داراییهای تحلیل رونده خوانده شده که به طور فیزیکی در فرایند تولید مورد استفاده قرار می گیرند . استخراج یا بهره برداری از منابع طبیعی موجب تغیییر فیزیکی شده و به نسبت بهره برداری ارزش خود را از دست می دهند. از نمونه های بارز آن می توان مواردی مانند جنگلها و منابع طبیعی ,منابع نفت و گاز طبیعی و انواع ذخایر معادن (طلا,نقره ,زغال سنگ...)را نام برد.

مهمترین مسائل مربوط به این داراییها:

•          1-تعیین بهای تمام شده منابع طبیعی و

•          2-مستهلک نمودن بهای تمام شده منابع طبیعی ,می باشد.

بیانیه شماره 19 FASB مخارج بهای تمام شده منلبع طبیعی (نفت و گاز) را شامل 5 طبقه می داند:

•          1-مخارج تحصیل: شامل هزینه تحصیل حق امتیاز جهت اکتشاف,  استخراج و بهره برداری از منابع طبیعی,قرارداد های استیجاری بلند مدت و یا سایر روشهای تحصیل مالکیت حق امتیاز می باشد.

•          2-مخارج اکتشاف: شامل کلیه هزینه های تحقق یافته طی فرایند جستجو برای کشف منابع طبیعی که در بر گیرنده مواردی مانند حفاری چاههای آزمایشی,مخارج نمونه برداری و تجزیه تحلیل آن می باشد.

•          3-مخارج تولید: شامل کلیه  هزینه های تحقق یافته برای استخراج فیزیکی منابع طبیعی مانند هزینه دستمزد برای عملیات چاههای نفت مي باشد.

•          4-مخارج  تکمیل عملیات: شامل کلیه مخارج تحقق یافته جهت فراهم کردن امکانات و وسایل برای استخراج,جمع آوری و انبار کردن  فراورده های منابع طبیعی می باشد.

•          5-مخارج مربوط به تهیه امکانات و تجهیزات پشتیبانی: مخارج تجهیزات و امکانات مصرفی برای فعالیت های تولیدی نفت و گاز شامل تجهیزات زلزله نگار و تجهیزات حفاری ,تجهیزات ساختمانی ,وسائط نقلیه ,تعمیر گاه و انبار می باشد.

•          بعضی از حسابداران ,منابع طبیعی را به عنوان دارایی مشهود مانند معادن و برخی دیگر منابع طبیعی را جزء دارایی نا مشهود در ترازنامه گزارش می نمایند.

•          نکته:داراییهای زیستی مولد(گله های شیری,درختان میوه,تولیدات کشاورزی)که قابلیت برداشت بیش از یکسال دارند,بر مبنای بهای تمام شده شناسایی می شوند.

تفاوت های مفهومی بین روش بهای تمام شده کامل(FC) و روش کوششهای موفق(SE)

•          در کشور آمریکا هر دو روش جزء روش های پذیرفته حسابداری محسوب می شوند.تفاوت اصلی این دو روش اندازه مرکز هزینه ای است که برای تصمیم گیریهای مربوط به تلقی مخارج اکتشافی به عنوان دارایی یا به عنوان هزینه مورد استفاده قرار می گیرد.

•          در بکارگیری  روش بهای تمام شده کامل ,بزرگترین مرکز هزینه می تواند یک کشور و یا حتی یک قاره باشد و تمامی مخارج کشف ذخایر نفت و گاز صرفنظر از موفقیت یا عدم موفقیت در یک محل خاص ,سرمایه ای محسوب می شود.اما در روش کوششهای موفق ,کوچکترین مرکز هزینه ممکن می تواند یک ملک یا یک میدان نفتی باشد و تمامی مخارج حفر یک چاه به حساب هزینه منظور  شود مگر اینکه در آن ملک ذخایر نفت و گاز کشف گردد.

•          بکارگیری هر دو روش در نهایت به نتایج حسابداری یکسانی منتج می شود زیرا در هر دو حالت ,مخارج انجام شده و ذخایر کشف شده یکسان است . اما زمان بندی شناسایی این نتایج ,در هر یک از روشهای مورد بحث بطور با اهمیتی متفاوت خواهد بود.

•          بطور کلی می توان اظهار داشت که در شرکت های بزرگ و با سابقه در صنعت نفت و گاز ,روش کوششهای موفق بکار گرفته می شود. در حالی که در شرکت های کوچکتر و کم سابقه ,روش بهای تمام شده کامل مرجح محسوب می گردد. زیرا در شرکت های بزرگ,اثر هموار سازی سود در روش بهای تمام شده کامل,در مقایسه با شرکت های کوچک ,قابل توجه نمی باشد.

•          انعطاف موجود در بکارگیری این دو روش موجب شد کهFASB در مناسبت هر یک از دو روش باز نگری وبه شرح زیر اظهار نظر کند:  

•          هیچیک از روشهای کوششهای موفق و بهای تمام شده کامل ,در زمان کشف منابع ,  معیار و نشانه موفقیت  محسوب نمی شود . در هر دو روش ,موفقیت(شناخت درآمد)در زمان فروش شناسایی     می گردد.بنابراین ,می توان گفت که بکار گیری هر دو روش گزارش موفقیت را به تاخیر می اندازد و یا مبهم می کند و این نتیجه حسابداری مبتنی بر بهای تمام شده تاریخی و پیروی از مفهوم تحقق درآمد می باشد.

تدوین استاندارد های مربوط به حسابداری نفت و گاز

•          حسابداری و گزارشگری مالی برای صنعت نفت و گاز برای مدت طولانی مورد مطالعه تدوین کنندگان استاندارد های حسابداری بوده است. مثلا یکی از صاحبنظران حسابداری اظهار داشته است:

   در تاریخچه حسابداری ,هیچگاه انتخاب یک روش حسابداری از بین روشهای پذیرفته شده ,به اندازه انتخاب بین بهای تمام شده کاملو کوششهای موفق جلب توجه نکرده است.

تاریخچه تدوین استاندارد های مربوط به حسابداری نفت و گاز:

اولین مطالعه تحقیقات حسابداری در باره حسابداری نفت و گاز تحت عنوان ARS#11  درسال 1969میلادی انتشار یافت و پیشنهاد کلی آن ,بکارگیری روش کوششهای موفق به جای روش  بهای تمام شده کامل بود.

•          در سال 1972 میلادی ,کمیسیون اوراق بهادار آمریکا (SEC) اعلام کرد شرکت هایی  که روش کوششهای موفق را بکار نمی گیرند لازم است در صورت های مالی خود سود خالصی را که در صورت بکارگیری این روش حاصل می شد افشا کنند.اگرچه متعاقب این الحاقیه ,کمیسیون مزبور الزام مزبور را برداشت اما آشکار بود  که روش کوششهای موفق را مرجح می داند.

•          در سال 1977 ,تشکیلات FASBبا انتشار استاندارد شماره 19 (SFAS#19) ,روش بهای تمام شده کامل را حذف و بکارگیری روش کوششهای موفق را الزامی کرد.اما در مقابل  فشارهای سیاسی , کمیسیون اوراق بهادار آمریکا مجددا بکارگیری هر یک از دو روش مورد بحث را مجاز دانست.در نتیجه در سال 1979, FASBنیز به موجب SFAS#25 الزام به استفاده از روش کوششهای موفق را لغو کرد.    

حقیقات مشاهده ای انجام شده درباره حسابداری نفت و گاز:

•          در تحقیق سوم کوشش شد که تاثیر وادار کردن برخی از شرکت ها به جایگزینی روش بهای تمام شده کامل با روش کوششهای موفق,بر توان آنان برای جذب سرمایه ارزیابی شود. نتایج این تحقیق ,تفاوت با اهمیتی را بین دو روش مزبور نشان نداد .

•          در تحقیق چهارم ,با 27 نفر از مدیران ارشد شرکت های نفتی نسبتا کوچک و متوسط  تلفنی مصاحبه شد . منظوراز این مصاحبه , دریافت  نظر این مدیران در باره تاثیر بکار گیری روش کوششهای موفق بر توان  جذب سرمایه شرکت آنان بوده است . هیچیک از مدیران مصاحبه شونده ,تاثیر منفی بکارگیری  روش کوششهای موفق را در جذب سرمایه باور نداشتند.

•          بطور کلی ,نتایج بدست آمده از تحقیقات مذکور در بالا ,زمینه را برای حذف روش بهای تمام شده کامل در SFAS#19  فراهم کرد.

سایر تحقیقات مشاهده ای انجام شده

•          در برخی از تحقیقات نشان داده شده است  که حذف روش بهای تمام شده کامل تاثیری بر نتایج اقتصادی  و یا قیمت و بازده سهام  شرکت هایی  که این روش را بکار گرفته اند نداشته است . در برخی از تحقیقات دیگر ,تاثیر منفی حذف روش بهای تمام شده کامل  بر قیمت سهام شرکت های  مربوط  مشاهده شده است.

•          در تحقیقات دیگری مشاهده شده است که شرکت هایی که اهرم عملیاتی بالایی دارند روش بهای تمام شده کامل  را  ترجیح می دهند

•          در مواردی که تاثیر مثبت یا منفی بکار گیری روش های مزبور مشاهده شده است نمی توان درباره دلیل  یا دلایل این تاثیر اظهار نظر قطعی کرد. برسی تحقیقات مورد بحث در کل نشان می دهد که انگیزه  اصلی  ترجیح روش بهای تمام شده کامل  بر روش کوششهای موفق ,تاثیر بکارگیری روش اول بر افزایش سود است. 

اارتباط SFAS#19 با مبانی نظری

•          ضابطه کلی مبانی نظری  یعنی فایده در تصمیم گیری ,هدف اصلی از تدوین و انتشار SFAS#19 بوده است.

•          اطلاعات  مربوط به واحد های انتفاعی ,در صورت قابل مقایسه بودن  می تواند  برای تصمیم گیری های  استفاده کنندگان مفید تر  واقع شود. بنا بر این ,به منظور افزایش فایده اطلاعات  در    تصمیم گیری ها  ,مقرر شد  که شرکتهای فعال در صنعت و گاز ,روشهای یکسانی را بکار گیرند.

•          در بیانیه  شماره دو مبانی نظری ,دو ویژگی کلی یعنی قابلیت اعتماد و مربوط بودن مطرح شده است که در صورت احراز آنها ,اطلاعات  مالی مفید خواهد بود. این دو ویژگی ,تاثیر عمده ای بر تدوین SFAS#19 داشته است.در صنعت نفت و گاز ,باور عمومی بر این است  که رویداد با اهمیت,کشف ذخایر نفت و گاز می باشد. FASBنیز روشی را که کانون توجه آن  کشف ذخایر قرار دارد (حسابداری ارزش اکتشاف) را برسی کرد اما نپذیرفت.  

•          نکته اصلی روش حسابداری ارزش اکتشاف این است که نفت و گاز هنگام کشف شدن بر مبنای ارزش برآوردی  آن ثبت شود .در این روش ,ارزش  اکتشاف به عنوان درآمد حاصل از فعالیت های اکتشافی و همچنین به عنوان  موجودی برای فعالیت های تولیدی آتی ثبت می گردد.هنگامی که ذخایر به فروش می رسد ,موجودی نیز به حساب سود و زیان منظور می شود.

•          FASBروش حسابداری ارزش اکتشاف را به دلیل فقدان قابلیت اعتماد  در فرایند  اندازه گیری نپذیرفت.فرایند اندازه گیری شامل برآورد مقدار ذخایر ,مبلغ و زمان بندی مخارج توسعه ذخایر ,زمان بندی تولید ذخایرمخارج تولید,مالیت بر درآمد,قیمت های فروش و فاکتور تنزیل می باشد.به دلیل ابهامات قابل ملاحظه ای که در برآورد های بالا موجود است ,FASBقابلیت اعتماد صورت های مالی مبتنی بر این برآورد ها را کافی ندانست. بنابر این انتخاب محدود به دو روش بهای تمام شده کامل و کوششهای موفق گردید.

•          در این انتخاب نیز روش کوششهای موفق که به نظر هیات منتج به ارائه اطلاعات مربوط تر می شود پذیرفته شده است.

عوامل سیاسی

•          بسیاری از عوامل  دولتی ,در کشور آمریکا بر این باور بودند که

   پذیرفتن روش کوششهای موفق و حذف روش بهای تمام شده کامل بر  خلاف سیاست های کلی دولت است و موجب کاهش توان رقابت شرکت های نفتی و کم شدن فعالیت های اکتشافی و توسعه ذخایر نفت و گاز می شود. اعضای FASB بر این باور بودند که منافع ملی در صورت محدود کردن تنوع روش های پذیرفته شده بهتر حفظ خواهد شد.

   بر اثر فشار های سیاسی در کشور آمریکا,  SECبکار گیری روش بهای تمام شده کامل به عنوان روشی پذیرفته شده مطرح و قصد خود را مبنی بر الزام روش حسابداری شناخت ذخایر در آینده آشکار کرد.

•          هیات استاندارد های حسابداری مالی نیز متعاقب انتشار نظر کمیسیون  اوراق بهادار ,طی استاندارد شماره 25 بکارگیری الزامی روش کوششهای موفق را لغو کرد. این استاندارد نمونه ای از تاثیر عوامل سیاسی بر تدوین استاندارد های حسابداری در آمریکا محسوب می شود.

حسابداری شناخت ذخایر

•          به دلیل اینکه اطلاعات مبتنی بر بهای تمام شده تاریخی برای تصمیم گیری های اقتصادی کافی نیست کمیسیون اوراق بهادار آمریکا(SEC)روش حسابداری شناخت ذخایر را مطرح کرد.این کمیسیون ,سه دلیل اصلی به شرح زیر را برای توصیه روش مزبور ارائه کرده است:

•          1-حسابداری مبتنی بهای تمام شده تاریخی نمی تواند اطلاعات کافی را درباره وضعیت مالی و نتایج عملیات تولید کنندگان نفت و گاز فراهم و ارائه کند .

•          2-در کنار صورت های مالی اساسی لازم است اطلاعات اضافی ارائه شود تا بتوان وضعیت مالی و نتایج عملیات یک شرکت فعال در صنعت نفت و گاز را ارزیابی و با سایر شرکت های این صنعت مقایسه کرد.

•          3-برای  امکان پذیر ساختن ارائه اطلاعت مفید برای تصمیم گیریها روش حسابداری مبتنی بر ارزشیابی ذخایر نفت و گاز مورد نیاز است.

•          روش ارزشیابی مورد نظر کمیسیون مزبور به شرح زیر است:

•          1- برآورد زمان بندی تولید آتی ذخایر اثبات شده بر اساس وضعیت اقتصادی جاری

•          2- بر آورد  درآمد فروش آتی با استفاده از بر آورد بند یک بالا و قیمت های جاری نفت وگاز که تنها برای افزایش قیمت های قراردادی تعدیل شود.

•          3-برآورد سود خالصبا استفاده از برآورد بند 2 بالاو کسر مخارج توسعه و تولید ذخایر اثبات شدهبر اساس میزان مخارج جاری

•          4-تعیین ارزش فعلی سود خالص سالهای آینده با تنزیل برآورد بند سه بالا بر مبنای نرخ 10%. این روش توصیه شده با انتقاد های زیاد دست اندرکاران صنعت نفت و گاز مواجه شداغلب انتقادات نیز با توجه  به بیانیه های شماره یک و دو مبانی نظری انجام می شد. برخی مربوط بودن چنین اطلاعاتی را مورد سوال قرار دادندزیرا ارزش متعارف اموال  نفت و گاز شرکت های مربوط را در بر نمی گرفت.علاوه بر این در این روش به جای کل ذخایر تنها ذخایر اثبات شده مد نظر قرار  می گیرد که موجب لحاظ نشدن مقادیر معتنابهی از ذخایر می شود.  ضمنا ,تغییرات آتی قیمت های نفت و گاز و مخارج توسعه و تولید نیز مد نظر قرار نمی گرفت. توصیه تنزیل نرخ 10% نیز کاملا اختیاری بود.در تحقیقات متعدد درباره این روش  آشکار شد که افزایش نسبی مربوط بودن اطلاعات در مقابل از دست رفتن ویژگی قابلیت اعتماد اطلاعات به شکلی قابل ملاحظه توجیه پذیر نیست .در نتیجه این تحقیقات ,کمیسیون اوراق بهادار آمریکا تصمیم گرفت که ارائه چنین اطلاعاتی را در صورت های مالی اساسی الزامی نکند.  

وضعیت جاری در حسابداری نفت و گاز

•          کمیسیون اوراق بهادار نیز در سال 1981 میلادی اعلام کرد که روش حسبداری شناخت ذخایر را به عنوان روشی بالقوه         نمی شناسد.FASB سرانجام در سال 1982 اقدام به انتشار استاندارد شماره 69 تحت عنوان افشا در باره  فعالیت های تولید نفت و گاز کردکه از دسامبر همان سال لازم الاجرا بود.

•          استاندارد مزبور از دو لحاظ حایز اهمیت است.اولا, این استاندارد در مورد شرکت هایی که سهام آنها در بورس معامله   نمی شود و یا فعالیت های تولید نفت وگاز آنان قابل توجه نیست لازم الجرا  نمی باشد. ثانیا ,استاندارد مورد بحث معرف توسعه ای دیگر در مفهوم گزارشگری مالی می باشد. زیرا اطلاعات مالی  را اضافه بر صورت های مالی اساسی و یادداشت های همراه الزامی می کند.

•          موارد افشای خواسته شده در استاندارد مزبور به شرح زیر است:

•          1- مقادیر ذخایر اثبات شده نفت و گاز

•          2-مخارجی که در ارتباط با فعالیت های تولید نفت و گازسرمایه ای محسوب شده اند.

•          3- مخارج انجام شده برای تحصیل اموال نفت و گاز,اکتشاف و فعالیت های توسعه.

•          4- نتایج عملیات برای فعالیت های تولید نفت و گاز.

•          5-معیار گردش وجوه نقد آتی تنزیل شده مرتبط با ذخایر اثبات شده نفت و گاز با احتساب نرخ تنزیل 10 درصد.

•          معیارگردش وجوه نقد آتی تنزیل شده به شرح زیر محاسبه می شود:

•          - برآورد جریان وجوه نقد آتی از محل ذخایر اثبات شده بر مبنای ارزشهای جاری

•          - کسر می شود: 

•          برآوردمخارج آتی توسعه و تولید برمبنای ارزشهای جاری.

•          مالیات بر درآمد مرتبط با جریان ورود وجه نقد بر مبنای نرخ های جاری.

•          -تنزیل مبلغ بدست آمده بالا بر اساس نرخ 10 درصد.

•          سرانجام در سال 1986 مجددا کمیسون بورس اوراق بهادارآمریکا    حذف روش بهای تمام شده کامل را توصیه کرد . دلایل ارائه شده نیز مربوط به یکنواختی روشها و تکرار مطالب SFAS#19 بود. اما دلیل اصلی این تغییر موضع,عوامل سیاسی بوده است.

 

•          فرایند  تخصیص بهای تمام شده منابع طبیعی به نسبت مقدار محصولی که طی یک دوره مالی استخراج می شود را تحلیل منابع طبیعی (تهی شدن منابع طبیعی )گویند.

•          محاسبه تحلیل منابع طبیعی بر مبنای واحد تولید می باشد که روش محاسبه آن طی یک دوره مالی به شرح زیر است:

مبلغ تحلیل منابع طبیعی برابر است با ارزش اسقاط - بهای تمام شده تقسيم بر  برآورد ذخیره منابع طبیعی ضربدر میزان استخراج دوره مالی   .

•          نکات قابل توجه در مورد منابع طبیعی

•          1-چنانچه منابع طبیعی (معدن...)به صورت استیجاری باشد ,و شرایط قرار داد مستلزم این باشد که زمین بعد از بهره برداری و استخراج به مالک آن تحویل گردد,ارزش تخلیه (اسقاط)صفر میباشد.

•          2- اگر قرار باشد,پس از خاتمه قرار داد اجاره ,زمین به حالت اولیه برگشت داده شود ,و شرکت انتظار داشته باشد که مبلغ یک میلیون ریال جهت برگرداندن زمین به حالت اولیه هزینه نماید,در این حالت مبلغ یک میلیون ریال جزء بهای تمام شده معدن  جهت استخراج به حساب آمده ,و طی دوره استخراج مستهلک می شود.مبلغ یک میلیون ریال هزینه برگشت زمین به حالت اولیه بر مبنای روش تولید در هر دوره مالی محاسبه و به عنوان یک بدهی به حساب ذخیره هزینه پرداختنی استهلاک زمین معدن ثبت و در زمان تحقق ,این حساب (ذخیره) بدهکار شده ,حساب وجوه نقد بستانکار   می گردد.

روش حسابداری تخصیص مخارج  منابع طبیعی

•          الف) روش  کوششهای موفق:

•          در این روش کلیه مخارج مربوط به تحصیل و اکتشاف مربوط به عملیات کارگاههای موفق به حساب منابع طبیعی منظور شده ,و کلیه مخارج مربوط به عملیات کارگاههای ناموفق که منتج به نتیجه ای نشده باشد بلادرنگ به هزینه های دوره مالی منظور می گردد.از آنجا که واحد  تجاری نمی داند کدام پروژه توام با موفقیت و کدام پروژه با عدم موفقیت همراه خواهد بود ,به همین دلیل کلیه مخارج مربوط به اکتشاف و تحصیل ,به حساب دارایی انتقالی به دوره آتی ثبت ,و در صورت تحقق پروژه هایی که با موفقیت همراه می باشند ,از حساب دارایی انتقالی به دوره آتی به حساب منابع طبیعی منتقل می شود.

    کلیه مخارج توسعه مربوط به پروژه های موفق جزء بهای تمام شده منابع طبیعی و کلیه مخارج مربوط به پروژه های ناموفق که در حساب دارایی انتقالی به دوره آتی ثبت شده ,به حساب هزینه منتقل می گردد. 

    ب)روش بهای تمام شده کامل:

•          در این روش فرض بر این است که کلیه مخارج تحصیل و اکتشاف مربوط به کارگاههای موفق و ناموفق به حساب دارایی انتقالی به دوره آتی ثبت می شود ,در نهایت ,دارایی انتقالی به دوره آتی به حساب منابع طبیعی منتقل می گردد. مخارج  تکمیل عملیات مربوط به پروژه های موفق به عنوان بخشی از بهای تمام شده منابع طبیعی ثبت می شود.

مقایسه روش های حسابداری منابع طبیعی:

•          1-ارزش تخصیص یافته به دارایی منابع طبیعی در روش بای تمام شده کامل  بیش از روش کوششهای موفق می باشد.از آنجا که ,در روش کوششهای موفق ,مخارج تحصیل,اکتشاف و توسعه تکمیل عملیات پروژه های نا موفق  جزء هزینه های جاری تلقی شده ,در نتیجه سود,در دوره مالی که این هزینه ها تحقق یافته کمتر می باشد.

•          2- در روش بهای تمام شده کامل ,از آنجا که ,مخارج بیشتری به دارایی منابع طبیعی تخصیص یافته ,بنا براین ,هزینه ناشی از تحلیل منابع طبیعی بیش از روش کوششهای موفق می باشد.

•          3-با توجه به این که در روش کوششهای موفق ,هر گونه مخارج تولید در طی دوره مالی ,جزء  بهای تمام شده موجودی منظور   می شود,بنا براین با اصل مقابله هزینه ها با درآمد ها تطابفق دارد. اما در روش بهای تمام شده کامل, چون کلیه مخارج تولید در هر دوره مالی به حساب هزینه منظور می شود , بنابر این با مفهوم تطابق هزینه با درآمد مغایرت دارد.

منابع :

1-ميانه 1 دكتر حسن همتي

2-حسابداری نفت و گاز تئوری حسابداری 2 دکتر شباهنگ

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1392ساعت 16:51  توسط شادروحی  | 

 

حسابداري:علمي با پارادايم هاي گوناگون

مقدمه:

در گذشته اي نه چندان دور،در دانشگاهها ، اهميت قابل توجه ايبه حسابداري داده نمي شد .اما در سالهاي اخير اين وضعيت تغيير يافته و نتايج تحقيقات متعدد ،موقعيت مناسب حسابداري را در مجامع علمي گواهي ميدهد .   اگر چه اعتبار تحقيقات اوليه حسابداري در اوايل 1970توسط ديگر  منتقد ين مورد ترديد قرار گرفت ؛اما متعا قب آن ،لزوم اين قبيل پژوهش هاي اوليه براي تغيير در تفكر و نگرش حسابداري توسط صاحبنظران مورد تاييد قرار گرفت.اين تائيد مبتني بر اين نظريه است كه رويداد هاي حسابداري از الگوي تغيير موفقيت آميز پيروي مي كند.

تغيير موفقيت  آميز:

    آن طور كه در نظريهkuhn بيان شده اين است كه در هر علمي در يك مقطع از زمان ، پارادايم خاصي مسلط است. اما اختلاف نظر ها ومرحله بحران متعاقب آن ممكن است به تغييري ناگهاني منتج و پارادايم مسلط قبلي با پارادايم مسلط ديگر جايگزين شود.  

تفاوت تئوري و پارادايم:

پيش از اينكه تفاوت دو مفهوم «تئوري» و «پارادايم» بيان گرديده و با هم مقايسه شوند لازم است ابتدا تعريفي از هر كدام داشته باشيم و اين امر مستلزم شناخت چند واژه است:

1-مفهوم: ساده ترين و مختصرترين تعريف يا استنباط از يك پديده است مثل انسان، سود...

2-متغير: وقتي مفهوم بيان گر دو يا چند ارزش كمي و كيفي باشد به متغير تبديل مي شود مثلا مفهوم زيبايي(شكل) ، جواني(سن) ...

3- فرضيه: رابطه بين دو يا چند متغير تعريف شده را به صورت احتمالي در مورد جمعيت آزمايشي بيان مي نمايد.

•        تئوري يا نظريه

در علم و تحقيقات علمي ، اصطلاح تئوري  به مجموعه‌اي از فرضيه‌ها گفته مي‌شود كه اولاً : بطور سيستماتيك با يكديگر مربوط باشند ، ثانياً  قابليت آزمون تجربي آنها وجودداشته باشد و ثالثاً قابليت توصيف، تشريح  و پيشگيري يك پديدة اجتماعي را داشته باشند.

همانگونه كه مشاهده  مي‌شود مجموعه‌اي از ايده‌ها ئي که فرموله شده (  چيدمان شده) و يك  موضوع روي آن بنا شده‌است،  مثل نظريه  تكاملي داروين. همچنين تئوري علمي  يك جمله خبري است. يك تئوري ممكن است تئوري درستي باشد ولي درعمل قابل اجرا نباشد.  اگر يك تئوري در عمل نيز قابل اجرا باشد آن يك اصل است و همچنين اگر يك فرضيه  درعمل اجرا شود ولي چارچوب تئوريكي  نداشته باشد ( اثبات نشده باشد) باز هم اصل است. بدين معني كه  اصل را پذيرفته‌ايم كه اجراء كنيم ، ليكن  تئوري عليرغم اينكه اثبات  نيز شده باشد، لزوماً  شايد قابل اجرا نباشد.

• پارادايم (Paradigm):

الگوواره به یونانی پارادیگما ( paradeigma)، به انگلیسی پارادایم، سرمشق و الگوی مسلط و چارچوب فکری و فرهنگی است که مجموعه‌ای از الگوها و نظریه‌ها را برای یک

گروه یا یک جامعه شکل داده‌اند. هر گروه یا جامعه، «واقعیات» پیرامون خود را در چارچوب الگوواره‌ای که به آن عادت کرده تحلیل و توصیف می‌کند.

علاوه بر اين معناي عام (منشاء اصول و مقررات)، معناي اخص آن «سرمشق» مي باشد.

واژهٔ پارادایم (Paradigm) نخست در سده پانزدهم و به معنی «الگو و مدل» مورد استفاده قرار گرفت. از سال ۱۹۶۰ کلمه پارادایم به الگوی تفکر در هر رشته علمی گفته می‌شود.

اولين بار پارادايم در سال 1962 توسط توماس كوهن در كتاب ساختار انقلاب هاي علمي در جهت تبيين تحولات علمو مباحث فلسفه علم بكار رفته است . پارادايم مفهومي است كه با آن ريشه هاي متافيزيكي ، فلسفي و جامعه شناسي علم توضيح داده مي شود .

كوهن علم را از غير علم با وجود پارادايم متمايز مي سازد . پارادايم درمنظر كوهن دستاوردهاي  علمي به رسميت شناخته شده است  كه براي مدتي مدل ونمونه و مسائل و راه حلهاي اجتماعي عاملان حرفه‌اي علم را فراهم مي‌آورد. دربيان ديگر پارادايم  حاوي رشته‌اي از پيش فرض‌هايي بي چون وچرا است  كه شالودة هر فعاليت  علمي است.

دراينجاست كه تفاوت آن با «تئوري»  آشكار مي‌شود . چيزي فراتر از تئوري است و مي‌توان بيان نمود كه  تئوري يكي از مولفه‌هاي اساسي پارادايم است.

پارادايم گسترده‌ترين ديدگاه مشترك  صاحب‌نظران يك رشته است. در صورتيكه « تئوري»  حداكثر به صورت يك« قانون» علمي که مبين يك رابطه حتمي، دائمي و بدون قيدو شرط بين دو يا چند متغييراست  درمي آيد.

پارادایم مشتمل است بر مفروضات کلی نظری و قوانین و فنون کاربرد آنها که اعضای جامعه علمی خاصی آنها را پذيرفته و به كار مي گيرند. پژوهشگران درون يك پارادايم ، خواه مكانيك نيوتني باشد، خواه علم ابصار موجي، شيمي تحليلي باشد يا هر چيز ديگر به امري مشغولند كه كوهن آن را علم عادي مي نامد.

 علم عادي: فعالیت‌های روتینی که چالش‌برانگیز نبوده و تلاشی در جهت آزمون مفروضات (انگاره‌های)علم ندارد و در چارچوب هر پارادایم به توسعه و تکمیل آن علم کمک می‌کند، علوم عادي خوانده می‌شود.کوهن این شکل از علم را به حل جورچین تشبیه کرده‌است. 

علم درگرشي(انقلابي):علمی که مفروضات را به چالش می‌کشد و در واقع از چارچوب قبلی خارج می‌شود، علم دگرشی (انقلابی) یا یک تغییر الگوواره (پارادایم شیفت است.

 تصوير كوهن از شيوه پيشرفت يك علم را مي توان به وسيله نمودار بي پايان زير خلاصه كرد:
      پيش علم --->علم عادي --->بحران --->انقلاب --->علم عادي جديد --->بحران جديد ---> ...

   فعاليت هاي پراكنده و گوناگوني كه قبل از تشكيل و پي ريزي يك علم صورت مي گيرد، نهايتا پس از اينكه به يك پارادايم مورد پذيرش جامعه اي علمي تبديل شد، منظم و هدفدار مي گردد.

توضيح : مطابق تعريف كوهن، در هر دوره اي از تاريخ علم، يك جريان منسجم و يكپارچه كه از اصول و قوانين علمي نزديك به هم بهره مي برند، حاكم بر فضاي علمي آن دوره است و هرگاه اين جريان منسجم به هر دليلي توانايي خود را در تبيين و پاسخگويي به مسائل جديد و

مستحدثه علمي از دست بدهد، پارادايم ديگري كه توانسته است مدل منسجم و كاملي براي تبيين و توجيه نظام مند مسائل علمي ارائه كند، جايگزين آن خواهد شد. براي نمونه فيزيك ارسطو به لحاظ ناتواني از درك و فهم مسائل جديد فيزيكي جاي خود را به فيزيك نيوتني داد. 

كوهن خود به اين مساله اشاره دارد كه اختلاف ميان پارادايم هاي مختلف، هم ضروري است و هم سازگارناپذير. نكته جالب توجهي كه كوهن در ميان نظرات خود به آن اشاره كرده است اين است كه

طرفداران پارادايم هاي رقيب از برقرار كردن تماس كامل با ديدگاه هاي يكديگر عاجزند. علت اين امر به عقيده كوهن آن است كه :

1-قبل از هر چيز، طرفداران پارادايم هاي رقيب، غالباً‌ فهرست مسائلي كه هر يك از نامزدهاي الگو شدن بايد حل كند، با يكديگر توافق ندارند.

2- استانداردها يا تعريف هاي علم نزد آنان يكسان نيست.

3- در داخل الگوهاي جديد، اصطلاحات و مفاهيم و آزمايش هاي قديم، روابط طرفيني تازه با يكديگر پيدا مي كند. 

نظر ريتزر :  پيروزي يك پارادايم بر ساير پارادايم ها بدان دليل است كه حاميان آن، قدرت بيشتري از حاميان رقيب دارند، نه اينكه پارادايم ايشان بهتر از پارادايم هاي رقيب است.

فرايند ارائه و توسعه پارادايمهاي مختلف حسابداري در سال1977توسط انجمن حسابداري آمريكا ((AAAبا انتشار «شرح تئوري حسابداري و پذيرش آن (SAT TA)»شروع شد.

در اين بيانيه ،سه رويكرد مسلط در حسابداري به شرح زير مشخص شده اند :

1)رويكرد كلاسيك «سود حقيقي –قياس»: توسط پيروان رويكردقياسي دستوري و همچنين نويسندگان «رويكرد مثبت –استقرا»مورداستفادهقرارگرفتهاست.

2)رويكرد سود مندي  در تصميم گيري:توسط پژوهشگراني كه مدلهاي تصميم گيري را مورد تاكيد قرار مي دهند مورد استفاده قرار مي گيرد .اين رويكرد حسابداري رفتاري و تحقيقات بازار سرمايه نيز ناميده مي شود.

3)رويكرد ارزش اقتصاد ي اطلاعات:كه بين موارد مرتبط با شخص يگانه و مجموعه اشخاص تمايز قايل ميشود .

يكي از مربوط ترين مباحث مطروحه در بيانيه AAA اين است كه تئوريها و رويكرد هاي در حال افزايش  موجب اين استنباط ميشود كه در حسابداري پارادايمهاي چند گانه در حال رقابت وجود دارد.اين پارادايمها به شرح زير است:

1)رويكرد انسان شناختي :

روش هاي حرفه اي حسابداران را  حيطه تحقيقات مشاهده اي حسابداري مي داند . با پيروي از اين پارادايم،تئوري حسابداري با توجيه و تعميم روشهاي موجود حسابداري تدوين مي شود.

2)پارادايم ديگربر رفتار بازار سر مايه  مبتني و قلمرو  تحقيقات مشاهده اي حسابداري است كه بر اساس آن تئوري حسابداري تدوين و به كار گرفته مي شود.

3)در پارادايم ديگرفرايند هاي تصميم گيري اشخاص وتئوريهاي تصميم گيري ، حيطه تحقيقات مشاهده اي تئوري حسابداري محسوب مي شود .

*نكته اول:

1)چنانچه ديدگاه كوهن مورد قبول باشد، حسابداري واجد شرايط علم بودن است.

2)اگر پيشنهادهاي AAAدر بيانيه SATTAمورد پذيرش باشد ،حسابداري علمي با پارادايم هاي گوناگون محسوب مي شود.

*نكته دوم : در سايه پذيرفتن اين دو ديدگاه (مفاهيم تئوري و پارادايم) دو مسئله بوجود مي آيد:

نخست: بايد ابهام موجود بين تئوري و پارادايم از بين برود و از پارادايم تعريفي ارائه شود كه بايد:

1)تئوري ها رايكي از اجزاي متشكله پارادايمها محسوب كند.

2)تمايز لازم بين پارادايم هاي رقيب قايل شود.

دوم : چون حسابداري فاقد يك پارادايم جامع مي باشد لازم است پارادايم هاي رقيب به دقت مشخص و تعريف شوند تا بتوان درك صحيحي از وضعيت موجود حسابداري به دست آورد.

 

مفهوم پارادايم :

بر اساس تعريفRitzer:پارادايم تصويري بنيادي ازموضوع يك رشته علمي است.به اين كه چه پرسشهاي مطرح شود و چه قواعدي براي تفسير پاسخهاي دريافت شده مورد استفاده قرار مي گيرد كمك مي كند.

پارادايم: گسترده ترين ديد گاه مشترك صاحبنظران يك علم است.

اجزاي متشكله پارادايم:

1) الگوي مورد قبول اشخاصي كه بر اساس پارادايم عمل مي كنند.

2) موضوع

3) تئوري ها

 4-روش ها و ابزارها      

*حرفه حسابداري بر اساس تعريف ذكر شده با توجه به مفروضات زير تحليل مي شود:

1-حسابداري فاقد يك پارادايم جامع است و علمي با پارادايم هاي گوناگون محسوب مي شود.

2-طرفداران هر يك از پارادايم هاي حسابداري براي پذيرفته شدن و يا حتي تسلط علمي پارادايم مورد نظر خود كوشش مي كنند.

با توجه به بيانيه انجمن حسابداري آمريكا (AAA)تحت عنوان شرح تئوري حسابداري و پذيرش آن(SAT TA)شش پارادايمزير را مي توان مطرح كرد :

 

1)پارادايم انسان شناختي –استقرا

2)پارادايم سود حقيقي- قياس

3)پارادايم سود مندي در تصميم گيري

4)پارادايم مدل تصميم گيري در كل بازار

5)پارادايم مدل تصميم گيري شخص استفاده كننده

6)پارادايم ارزش اقتصادي اطلاعات

پارادايم انسان شناختي –استقرا

الگو:

كارهاي مطالعاتي انجام شده توسط ايجيري ، ليتلتون ،هتفيلد نمونه هاي ازاين پارادايم است.

پژوهشگران اين مطالعات ،از رويكرد توصيف –استقرا براي تدوين تئوري حسابداري پيروي مي كنندو روشهاي موجود حسابداري را در زمان انجام مطالعه باور داشته اند.

براي مثال Ijiri، با تاكيد بر وظيفه حسابدهي ،اهميت ارزشهاي تاريخي براي ايفاي اين وظيفه و همچنين تصميم گيري متذكر شده است.

Littletonاصول حسابداري مطروحه خود را با مشاهده روشهاي مورد عمل حسابداران و ارزيابي اهميت ارزشهاي تاريخي براي ايفاي وظيفه  حسابدهي و تصميم گيري استنتاج كرده است.

موضوع:

موضوع اصلي : روشهاي موجود و مورد عمل حسابداران و طرز تلقي مديريت از اين روشها مي دانند.

بنابراين هدف تحقيقات حسابداري از ديدگاه پيروان اين پارادايم،درك و بيان روشهاي موجود و پيش بيني روشهاي آتي حسابداري  است.

تئوريها:

1)ارزش اقتصادي اطلاعات   

2)مدل تحليلي –نمايندگي

3)فرضيه هموار سازي و اعمال مديريت بر سود

4)تئوري مثبت حسابداري

 روشها :

استفاده كنند گان از پارادايم انسان شناختي –استقرامعمولابه بكارگيري يكي از سه تكنيك حسابداري زير تمايل دارند :

1)تكنيك هاي بكارگرفته شده در تحقيقات هموار سازي سود

2) تكنيك هاي بكارگرفته شده در تحقيقات اعمال مديريت بر سود

3) تكنيك هاي بكارگرفته شده در تحقيقات تئوري مثبت حسابداري

پارادايم سود حقيقي –قياس

الگو:

كارهاي تحقيقاتي انجام شده توسط پيتون ، سوئيني، مك نيل، كانينگ نمونه اي ازاين پارادايم است.

پژوهشگران در مورد پيروي از رويكرد قياسي- دستوري برايتدوين تئوري حسابداري و محاسبه يك رقم سود براي تمامي گروههاي استفاده كننده اتفاق نظر دارند.

براين باورند كه ارزشهاي جاري در مقايسه با ارزشهاي تاريخي براي تصميم گيري اقتصادي-اطلاعاتمربوطتريمحسوبميشوند.

*الكساندر بر اين باور است كه كمال مطلوب اين است كه با استفاده از مبناي منحصر به فرد تعيين ارزش مي توان سود را محاسبه كرد و بدان وسيله نياز هاي همه استفاده كنندگان را تامين نمود .

* پيتون از طريق بيان مجدد تئوري حسابداري به شيوه اي كه با شرايط و نياز هاي واحد تجاري به عنوان يك واحد اقتصادي با شخصيت حقوقي سازگار است مي كوشد صحت تئوري مالكيت مبتني بر ديدگاه حساب ها را رد كند . از ديدگاه وي در واحد تجاري و جامعه حسابداري يك نقش مهم و مطرح ايفا مي كند . تئوري پيتون در مورد سيستم حسابداري يك بحث منطقياست و ساختار حسابداري از نظر طبقه هاي اصلي حسابها را توجيه مي كند مثل ارزش ويژه و بدهي ها، حساب حقوق صاحبان سهام و دارايي ها ،انواع معامله ....

موضوع :

1)تدوين تئوري حسابداري بر اساس استدلالات منطقي و دستوري در يك چار چوب نظري

2)پيروي از مفهوم سود ايده آل كه مبتني بر روشهاي ديگري غير از ارزشهاي تاريخي نيز باشد.

 مفهوم سود ايده آل :  

1)الكساندر چنين مي گويد:مابايد مشخص كنيم كه آيا سود اقتصادي مطلوب است يا خير.تفاوت سود اقتصادي تنها در ميزان مطلوبيتي است كه در  مرحله عمل ،قابل دستيابي نيست،يا اينكه سود اقتصادي مناسب است يا خير.

 2)به نظر مك نيل : سود افزايش در خالص ثروت .زيان كاهش در خالص ثروت است.اين تعريف اقتصادي (متعلق به اقتصاددانان)است كه آشكار ،قابل درك و از لحاظ رياضي قابل محاسبه مي باشد .

تئوريها :

 

تئوريهاي كه از پارادايم سود حقيقي –قياساستنتاج مي شود راه حلهاي ديگري را نيز به جز سيستم ارزشهاي تاريخي ارائه مي كند . به طور كلي اين پارادايم پنج تئوري دارد :

1)حسابداري مبتني بر تعديل بر اساس تغيير سطح قيمت

2) حسابداري مبتني بر ارزشهاي جايگزين

3)حسابداري مبتني بر ارزش فقدان

4) حسابداري مبتني بر خالص ارزش باز يافتني

5) حسابداري مبتني بر ارزش فعلي

روشها :

پژوهشگراني كه پارادايم سود حقيقي –قياس راپذيرفته اندمعمولااستدلالات تحليلي رابراي توجيه وتدوين تئوري حسابداري بكارميگيرند.مزايايروشهايديگرارزشيابي ددرايئهاومحاسبه سوددرمقايسه با حسابداري مبتني بر ارزشهاي تاريخي بر مي شمرند. اين پژوهشگران كلا از هدف ها و فرضيات حسابداري شروع و روش هاي خاص حسابداري را از آن استنتاج ميكنند .

پارادايم سودمندي در تصميم گيري

الگوها :

—نمونه هايي از مطالعات انجام شده در رابطه با اين پارادايم توسط افرادي چون چامبرز،بي ور،كنلي و واس ،استرلينگ  مناسب ترين الگو براي پارادايم سود مندي در تصميم گيري بررسي و تاكيد بر ضابطه توان پيش بيني اطلاعات است.در اين بررسي ارتباط توان پيش بيني با تسهيل تصميم گيري و مشكلات اجرايي آن مورد تاكيد قرار مي گيرد .سيستم سابداري بايد به گونه اي طراحي شود كه اطلاعات مربوط به مدلهاي تصميم گيري فراهم و ارائه كند.چون سيستم حسابداري نمي تواند تمامي اطلاعات مورد نياز براي تصميم گيرندگان ارا ئه كند .با اين ترتيب مي توان آن نوع از اطلاعات را كانون توجه قرار داد كه براي دستيابي اثر بخش به اهداف تصميم گيرندگان سود مند است.

موضوع:

—موضوع اصلي،فايده اطلاعات حسابداري براي مدلهاي تصميم گيري است .يعني ابتدا اطلاعات مربوط براي هر مدل تصميم گيري تعيين سپس براي فراهم كردن آن بهترين روش حسابداري انتخاب مي شود .— سود مندي در تصميم گيري ها معادل مربوط بودن براي مدل تصميم گيري محسوب مي شود (از ديدگاه برخي صاحب نظران).— مثلاSterlingبيان كرده است : چنانچه در يك مدل تصميم گيري خاصه اي مشخص شده باشد معيار آن خاصه براي مدل تصميم گيري ،مربوط محسوب مي شود .اگر در مدل تصميم گيري خاصه اي مشخص نشده باشد بنابراين معيار آن خاصه براي مدل تصميم گيري نا مربوط است.

—  تئوريها:

— در اين پارادايم دونوع تئوري مطرح است :

)مدلهاي مختلف تصميم گيري واحدهاي انتفاعي را نظير:

—            تكنيك بازبيني وارزيابي در پروژهPERT( Program Evaluation and ReviewTechnigue  ) ,،    

—            برنامه ريزي خطي LP (Linear Programming)

—            مقدارسفارش مقرون به صرفه  (Economic Order Quantity)EOQ، بودجه بندي سرمايه اي ،خريد در مقايسه با اجاره را مد نظر قرار ميدهد .

—            2)دومين نوع تئوري رويدادهاي مختلف اقتصادي موثر بر واحدهاي انتفاعي را نظيرورشكستگي ،ادغام ،رده بندي اوراق قرضه را مورد توجه قرار مي دهد .   تئوري هايي كه بتواند اطلاعات حسابداري رابه اين قبيل رويدادها مرتبط كند در حال حاضر موجود نيست .

—            روشها:

—            اشخاصي كه پارادايم سودمندي در تصميم گيري ها را پذيرفته اند براي تعيين توان پيش بيني اطلاعات منتخب حسابداري ،بر تكنيك هاي مشاهده اي (استقرا )اتكا كنند.  نگرش عمومي اين بوده كه با حسن انتخاب ،روشي از تجزيه تحليل برگزيده شود كه بتوان بدان وسيله با توجه به ويژگي هاي مالي يكايك شركتها ،اطلاعات را به چندين گروه مشخص طبقه بندي كرد.

 پارادايم مدل تصميم گيري كل بازار

—            الگوها:

—            صاحبنظران در رابطه با اين پارادايم اشخاصي چون گاندز،دوپاچ و بي ور مي باشند.برخي از صاحبنظران ،سودمندي در تصميم گيري هاي افراد استفاده كننده از اطلاعات حسابداري را بسط و به بررسي واكنش كل بازار سرمايه تعميم داده اند .براساس اين پارادايم ، واكنش بازار سرمايه ميتواند محتواي اطلاعاتي اين ارقام حسابداري را تعيين كند .

—            بر اساس استدلالات مخالف نظر بالا:

—            1)روشهاي حسابداري بكار گرفته شده در محاسبه ارقام ميتواند موجب كاهش كارائي بازار شود .

—            2)دريافت كنند گان اطلاعات نيز ممكن است به ابرازنوعي واكنش در برابر ارقام حسابداري عادت كرده باشند .

—            *اگر اين موارد صحت داشته باشد و اطلاعات داشته باشيم موجب كسب بازده غير متعارف ميشود.*

—            موضوع:

—            موضوع اصلي مورد علاقه ، واكنش كل بازار سرمايه نسبت به متغيرهاي حسابداري است اين اشخاص باور دارند فايده كلي متغير هاي حسابداري را براي تصميم گيري ميتوان از رفتار بازار سرمايه استنتاج كرد .

—            تئوريها :

—            ارتباط بين رفتار بازار سرمايه و متغير هاي حسابداري ،بر تئوري بازار كار آمد مبتني مي باشد .

—            بازار سرمايه درصورتي كار آمد محسوب مي شود كه:

—            1)قيمت هاي بازار اطلاعات منتشر شده را منعكس كند

—            2)قيمت هاي بازار فوراًنسبت به اطلاعات جديد واكنش نشان دهد.

—            از اين تئوري ميتوان استنباط كرد كه به دليل در اختيار داشتن اين اطلاعات ،احتمال بازده غيرمتعارف (بازدهي بيش از بازده مورد انتظار تعادلي)  در اين بازار ها نزديك به صفر ميباشد.

—            تئوريهاي پشتيبان پارادايم رفتار بازار سرمايه عبارتند :

—            1)مدل بازار كار آمد  

               2)فرضيه بازار كار آمد

—            3)مدل ارزشيابي دارائيهاي سرمايه اي

—            4)تئوري قيمت گذاري آربيتراژ

—            5)تئوري تعادلي قيمت  گذاري «برگهاي حق تقدم خريد»

—            روشها:

—            اين پارادايم به روشهاي زير اتكا دارد:

—            1)مدل بازار                        

—             2)مدلهاي برآورد فاكتور بتا

—            3)متدولوژي مطالعه رويدادها 

—            4)مدل هاي ارزشيابي تراز نامه تعديل شده بر اساس تغيير سطح قيمتها

—            5)مدلهاي محتواي اطلاعاتي سود

—            6)مدلهاي تعيين كننده ارتباط بين سود و بازده

—            7)الگوي تعيين ارزش اوهلسان

      پارادايم مدل تصميم گيري شخص استفاده كننده

—            الگوها :

—            كار تحقيقاتي Brunsرا ميتوان اولين الگو براي اين پارادايم به شمار آورد.در اين تحقيق ،اين فرضيه مطرح كه ميتوان اطلاعات مربوط حسابداري،درك تصميم گيرندگان از اطلاعات حسابداري ،و همچنين ساير اطلاعات در دسترس را با تاثير اطلاعات بر تصميمات اتخاذ شده مرتبط كرد.

—            تحقيقات رفتاري حسابداري نيز چگونگي تاثير حسابداري و گزارشگريهاي آن را بررفتار حسابداران و غيره حسابداران مورد بررسي و مطالعه قرار ميدهد.

—            موضوع:

—            موضوع اصلي آن ،واكنش شخص استفاده كننده نسبت به متغيرهاي حسابداري است .

فايده متغيرهاي  حسابداري را ازرفتار و واكنش هاي انساني استنتاج ميشود.

—            هدف از تحقيقات رفتاري حسابداري نيز درك و بيان وپيش بيني رفتار انساني در محدوده حسابداري است.

—            این پارادایم مورد توجه استفاده کنندگان درون سازمانی اطلاعات حسابداری،تهیه کنندگان این اطلاعات،حسابرسان و جامعه می باشد.

—            تئوريها:

—            بيشتر تحقيقات انجام شده در اين پارادايم ،بدون بهره گيري از تدوين يك تئوري خاص بوده است.بجاي تدوين تئوري رفتاري حسابداري از تئوريهاي علوم ديگر استفاده شده است.اين تئوريها عبارتند از:

—            1)نسبيت گرايي ادراكي در حسابداري

—            2)نسبيت گرايي فرهنگي در حسابداري

—            3)آثار رفتاري اطلاعات حسابداري

—            4)نسبيت گرايي زبان شناختي در حسابداري

—            5)رويكردهاي شرطي در طراحي سيستمهاي حسابداري

—            6)مدلهاي قضاوتي پردازش اطلاعات

—            7)مفروضات تثبيت داده ها و وظايف

—            8)مفروضات اطلاعات استقرايي

—            روشها:

—            طرفدارن این پارادایم علاقه مند به استفاده از تمام مدل های مورد علاقه پژوهشگران رفتاری اند.

—            این روشهاعبارتند از :مصاحبه ،پرسشنامه و طرح تجربه كه شروع مناسبي براي اعتبار بخشيدن هاي بعدي محسوب مي شود.                                          

      پارادايم ارزش اقتصادي اطلاعات

—            الگوها:

 

 كارهاي تحقيقاتيFelthamو Grandall راميتوان الگوهايي     براي پارادايم ارزش اقتصادي اطلاعات محسوب كرد .

—            Feltham درمقاله اي كه براي اولين بارمنتشر كرد چار چوبي براي تعيين ارزش تغييردر تصميم هاي متخذه بر اساس اطلاعات ارائه كرد.اجزاي متشكله چار چوب ارائه شده عبارتند از :

—            1)مجموعه اي از اقدامات ممكن در يك دوره زماني

—            2)بازده رويدادهايي كه در هر يك از دوره ها رخ ميدهد .

—            3)ارتباط احتمالي بين رويداد هاي گذشته و آينده

—            4)رويدادها و علايم دريافت شده از سيستم اطلاعات

—            5)مجموعه اي از قواعد تصميم گيري به عنوان تابعي از علايم دريافتي از سيستم اطلاعات 

—            *براساس چار چوب مورد بحث ، ارزش تغيير از يك سيستم اطلاعاتي به سيستم ديگر ،مساوي تفاوت بين بازده موردانتظاردو راه حل ميباشد .

—            Grandall در كار تحقيقاتي خود ،سودمندي پارادايم ارزش اقتصادي اطلاعات  را براي توسعه آتي تئوري حسابداري مورد بررسي قرار داده است این نگرش شامل شناسایی هر یک از اجزای تشکیل دهنده الگوی اقتصادی اطلاعات است .

—            اجزای تشکیل دهنده این الگو از نظر گرندال :صافی،الگو،کانال،از مرز خارج کردن و قاعده تصمیم گیری

—             اين پژوهشگر :براي تدوين تئوري حسابداري ،لازم است مقدمتا“تئوري سازنده اي از ارزش اقتصادي اطلاعات تدوين شود .تا براي بخشهاي با اهميت مدل بتوان الگوريتمي ارائه كرد كه بهترين نحوه طراحي سيستم را بر مبناي مجموعه اي از مفروضات نشان دهد.

—            با طراحي و ارزيابي سيستمهاي اطلاعاتي  مي توان مطلوبيت هر استفاده كننده را با توجه به محدوديتهاي هزينه سيستم ،قواعد تصميم گيري موجود،وضعيت تكنولوژي،امكان پذير بودن دريافت اطلاعات از دنياي واقعي به حداكثر رسانيد.  

  موضوع :

—            ازديدگاه اشخاصي كه پارادايم ارزش اقتصادي اطلاعات پيروي ميكنند

—            موضوع اصلي عبارت است از :

—            1)اطلاعات ،كالاي اقتصادي است

—            2)تحصيل اطلاعات نيز با مسئله انتخاب اقتصادي مرتبط است.

—            ارزش اطلاعات نيز از ديدگاه فزوني منافع بر مخارج وبا توجه به ساختار رسمي تئوري تصميم گيري و تئوري اقتصاد تعيين ميشود  .

—            تئوريها :

—            تئوري اصلي در پارادايم ارزش اقتصادي اطلاعات،تئوري تصميم گيري آماري و تئوري منتخب اقتصادي است .

—            نتيجه پيروي از اين تئوريها ،بدست آوردن يك تئوري دستوري براي ارزيابي اطلاعات و تحليل سيستماتيك راه حلهاي گوناگون مبتني بر اطلاعات است

—            كانون اصلي پارادايم ارزش اقتصادي اطلاعات ،فرض سنتي اقتصاد درباره رفتار منطقي با ثبات تصميم گيرندگان مي باشد.

—            روشها:

—            اشخاصي كه پارادايم ارزش اقتصادي اطلاعات را قبول مي كنند معمولا“استدلالات تحليلي مبتني بر تصميم گيري آماري و تئوري منتخب اقتصادي را بكار ميگيرد.

—            اين رويكردشامل مشخص كردن ارتباطات كلي و آثار سناريو هاي مختلف و بكار گيري تحليل Bayes  وضابطه فزوني منافع بر مخارج براي بحث و تحليل در مورد رويه هاي حسابداري است.

—            فرض اوليه اين رويكرد منطقي عمل كردن تصميم گيرندگان است.

—            علم حسابداري

  وضعيت تحقيقات حسابداري در ساليان گذشته بهبود يافته است .اين تحقيقات موجب شده است كه حسابداري علمي تمام عيار شناخته شودكه در آن پيروان پارادايم هاي رقيب براي برتري و تسلط پارادايم خود تلاش ميكنند .

—            تحقيقات حسابداري بر مجموعه اي از مفروضات مرتبط با علوم اجتماعي و جامعه مبتني بوده است و بحث هاي سازنده اي را درباره نحوه تقويت و توسعه درك حسابداري در تئوري و عمل به وجود آورده است .اين تحقيقات شباهتهايي را بين علوم فيزيكي و اجتماعي و حسابداري

—            مشخص كرده است با توجه به فرايند تدوين قياسي فرضيات وتائيد آنها از طريق تحقيقات استقرايي توجيه مي شود.

—            نخستين پرسشي كه در اين باره مطرح است كه آيا حسابداري يك  رشته علمي است يا خير ؟هيچگاه پاسخ مناسبي داده نشده است .Buzzellتعريف خوبي از علم كرده است:

—            1-مجموعه دانستنیهای طبقه بندی شده و سیستماتیک

—            2-که برپایه یک یا چند تئوری مرکزی و تعدادی اصول کلی بنا شده است.

—            3-معمولا به صورت مقداری بیان می شود.

—            4-این دانستنیها،پیش بینی و در برخی شرایط کنترل رویدادهای آتی را امکانپذیر   می سازد.

—            حسابداری نیز با ضوابط بالا انطباق دارد.حسابداری مباحث و موضوعات متمایز خود را دارد و شامل نظامی است که از طریق مشاهده ارتباطات و تعمیم های دستوری به مفاهیم،اصول،روشها و قوانین و تئوریها منتج می شود.درنتیجه می توان حسابداری را قطعا علم دانست.

—            ساخت زدایی (انهدام از درون)

—            بسیاری از متون حسابداری در زمینه الگوهای خاص حسابداری یا تئوری ها مدعی

—            هستند که باید برتراز سایر اشکال دانش حسابداری و گفتمان باشند،و هدف از استفاده از متن این است که برتری این الگوی غالب و دیدگاههای خاص تضمین شود و این اطمینان داده شود که اطراف فرایند تولید دانش حصاری کشیده شده.

—            یک عبارت فلسفی بوسیله دریدا به نام ساخت زدایی یا انهدام از درون ساخته شد و هدف واژه یا عبارت مزبور این است که سعی شوداین تلاشهابه جایی نرسد.

—            مقصود از ساخت زدایی یا انهدام از درونتفسیری از این متون است تا بتوان ساختار معنی موجود در این متون را نشان داد،یک متن را از اریکه قدرت به زیر کشیدو نشان داد که حقیقت در خارج این متن قرار دارد.

—            آرنیگتان و فرانسیس در زمره نخستین کسانی بودند که از این واژه استفاده نمودند تا نشان دهند که تئوری اثباتی و سنت تجربی مشخص،مزیت معرفت شناسی و اریکه قدرتی نیستند که تعدادی از پژوهشگران حسابداری برای انها قائل اند مثل «تئوری سازمان و روش شناسی» از جنسن

—            انهدام از درون ،مستلزم تلاشهای بیشتری است جهت آشکار کردن مفروضات پنهان متون حسابداری.

—            ساختار زدایان حسابداری با استفاده از روشهای مختلف از جمله افسانه زدایی، تقدس زدایی، پرستش زدایی متن حسابداری را مورد نقد قرار می دهند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1392ساعت 9:23  توسط شادروحی  | 

مقدمه

   یکی از وظایف مدیران واحدهای تجاری به ویژه واحدهای تولیدی ، استفاده بهینه از منابع در دسترس برای بیشتر کردن سودآوری واحد تجاری است . مدیران همیشه برای رسیدن به این هدف با مشکلات و محدودیتهایی از قبیل محدودیت منابع تولیدی ، محدودیت های بازار مانند تقاضا ، رقابت و نیاز مشتریان و ... روبرو بوده اند . زمانی می توان مدیری را موفق نامید ، که بتواند با وجود این محدودیت ها ، بیشترین استفاده از منابع را داشته باشد و سودآوری واحد تجاری را افزایش دهد .

   مدیران برای دست یابی به این هدف ، باید اطلاعات دقیق و به موقع در مورد محدودیت های موجود در سیستم ، بهای تمام شده هر محصول و راهکارهای در دسترس برای استفاده بهینه از این محدودیت ها را داشته باشند . حسابداری مدیریت به عنوان یک سیستم باید بتواند این اطلاعات را برای مدیران فراهم کند . سیستم حسابداری مدیریت سنتی و تحولات بوجودآمده در آن مانند هزینه یابی بر مبنای فعالیت و همچنین راهکارهای تئوری محدودیت توانسته است اطلاعات مزبور را به خوبی تامین کند .

 

تاریخچه تئوری محدودیت  

   نقطه آغازین شکل گیری تئوری محدودیت درخواست ساده در سال 1970 بود . در این سال همسایه دکتر الیا گلدرات که صاحب کارخانه تولیدکننده قفس جوجه بود ، از گلدرات به عنوان یک فیزیکدان اسرائیلی درخواست کرد تا وی را در افزایش تولید کمک کند .

   گلدرات (1980) از طریق ارائه برنامه ای برای تولید در دوره ای کوتاه مدت بازده کارخانه را سه برابر کرد. پس از آن ، در اوایل دهه 1980 گلدرات راه حل خود را با نام "برنامه بهینه کردن فناوری تولید " از طریق ارائه مقاله ای در یک کنفرانس بین المللی در آمریکا معرفی کرد . برنامه مزبور ابتدا توسط فری یت و همکاران (1992) در محافل دانشگاهی به شرح زیر مورد بحث قرار گرفت :

1-    طراحی و ساخت شبکه تولید .

2-    تقسیم شبکه تولید به دو قسمت گلوگاهی و غیرگلوگاهی .

3-    تهیه برنامه ای برای قسمت های غیرگلوگاهی .

4-    بیشتر کردن استفاده از قسمت های گلوگاهی (بهینه کردن فناوری ) .

برنامه بهینه کردن فناوری تولید به سرعت توسط تعدادی از شرکتهای سهامی بزرگ مورد پذیرش قرار گرفت به طوری که برنامه مذبور بر قیمت پایه دو میلیون دلار نیز فروخته شد . در نتیجه استفاده از برنامه بهینه کردن فناوری تولید موفقیت های زیادی گزارش شد . اما همراه با این موفقیتها ، شکستهایی نیز وجود داشت (واتسون 2006) .

   مراحل اولیه گسترش فلسفه مدیریت تئوری محدودیت ، از طریق بهینه کردن برنامه زمانی تولید محصولات آغاز شد (گلدرت و ککس ، 1984) . تئوری محدودیت به واسطه ساده بودنش هنوز یک راهکار مفید و سودمند است ، به طوری که نحوه کاربرد تکنیک های آن در محافل دانشگاهی در سطح وسیعی مورد بحث قرار گرفته است .

   مدیریت پروژه ها (گلدرات 1997 ، لچ 1999، آمبل 2000 ، استین 2001 ، کن وهمکاران 2004 ) ، مدیریت خرده فروشی ( گاردنیر 1993 ، گلدرات 1994 ) ، بهبود فرآیندها ( رنن و همکاران 1991 ، تواتر و چاکراورتی 1995 ، گاتیکر و بوید 1999 ) و محیط های مختلف تولیدی ( جاکوبس 1983 ، کوزیول 1988 ، لامبرست و سگارت 1990 ، رابن ونگل 1991 ) نمونه هایی از تحقیقات انجام شده است .

 

نظریه تئوری محدودیت

   فلسفه اصلی تئوری محدودیت ، استفاده بهینه از محدودیت ها و گلوگاههای تولیدی است . این تئوری به سیستم تولید شرکتهای صنعتی به عنوان رشته ای از فرآیندهای مرتبط ، مانند حلقه های یک زنجیر می نگرد . یک زنجیر هنگامی تقویت می شود که ضعیف ترین حلقه آن تقویت شود . معمولاً ساخت محصول با عبور از ایستگاههای مختلف تولیدی انجام می شود . گلوگاهها زمانی بوجود می آیند که ظرفیت تولیدی هریک از ایستگاههای فرایند تولید با یکدیگر متوازن نباشند . عدم توازن ظرفیت ایستگاههای فرایند تولید نمونه ای از محدودیت های داخلی است . علاوه بر این ، محدودیت های برون سازمانی مانند نبود سفارش مشتری نیز می تواند بر عملکرد شرکت تاًثیر بگذارند . پیام اصلی تئوری محدودیت این است که محدودیت ها عملکرد هر سیستم را تعیین می کنند و هر سیستمی دارای حداقل محدودیت ها است . به عبارت دیگر ، عملکرد هر سیستم را می توان از طریق ارزیابی مدیریت محدودیت ها تعیین کرد و هیچ سیستمی وجود ندارد که هیچ گونه محدودیتی نداشته باشد . تئوری محدودیت پیشنهاد می کند که شرکتها و سازمانها برای رسیدن به هدف نهایی خود که همان سود و وجه نقد کافی است ، به طور موثر محدودیت ها را مدیریت کنند . تئوری محدودیت مجموعه ای از معیارهای خاص است که حسابداری عملکرد  (توان عملیاتی ) نامیده می شود و اطلاعات لازم را برای تصمیم گیریهای مناسب مدیریت ارائه میکند .

 این معیارها عبارتند از :

1-    عملکرد (توان عملیاتی): برابر است با تفاوت قيمت فروش با هزينه مواد مستقيم

2-    سرمایه گذاری در موجودی ها

3-    هزینه های عملیاتی

 

1-  توان عملیاتی ( عملکرد )

   این تئوری تفاوت بین قیمت فروش و هزینه مواد مستقیم را توان عملیاتی تعریف می کند . تئوری محدودیت با هزینه دستمزد و سربار به عنوان یک هزینه ثابت برخورد می کند . این موضوع به ویژه در شرکت هایی که کارگران با مهارت خاص استخدام شده اند و نمی توان به آسانی در دوره زمانی کاهش تقاضای محصول ، آنان را اخراج کرد و با افزایش تقاضا ، دوباره آنان را به کار گرفت ، کاربرد دارد . بنابراین ، تئوری محدودیت این هزینه ها را به عنوان هزینه ثابت در نظر گرفته و برای محاسبه توان عملیاتی آنها را از مبلغ فروش کسر نمی کند .

   در واقع ، توان عملیاتی مبلغی از فروش است که بواسطه عملکرد شرکت ( ارزش افزوده ) ایجاد شده است . آن بخش از مبلغ فروش که مربوط به پوشش هزینه مواد اولیه شرکت است به دلیل این که ارتباطی با عملکرد شرکت ندارد ، باید از فروش کسر شود .

   این تئوری بر خلاف تصور عموم ، معتقد است که وجه نقد با انجام فروش ایجاد می شود نه به صرف تولید . مدیران برای ایجاد وجه نقد باید محصولاتی را که می توانند بفروشند ، تولید کنند نه اینکه بدون در نظر گرفتن تقاضای بازار تنها اقدام به تولید محصول کنند و باعث افزایش میزان موجودی شوند .

 

2-  سرمایه گذاری در موجودی ها

   تئوری محدودیت مبالغ سرمایه گذاری شده در موجودی ها را به عنوان معیاری برای عملکرد مدیریت می داند . این تئوری موجودی ها را وجوه نقدی می داند که سیستم به قصد فروش در آن سرمایه گذاری می کند . حسابداری سنتی ساختمانها و ماشین آلات را نیز جزء سرمایه گذاری ها می داند اما ، در تئوری محدودیت این مبالغ به دلیل اینکه از قبل و بدون توجه به نوع تولید و عملکرد مدیریت در این دارایی ها سرمایه گذاری شده است ، آنها را به عنوان معیاری برای عملکرد تولید نمی داند . از طرف دیگر ، این تئوری موجودیها را به عنوان سرمایه گذاری می داند و نه دارایی . زیرا ، مدیریت با سرمایه گذاری اضافی در موجودی ها باعث ایجاد هزینه های اضافی مانند هزینه بهره دریافت وام برای خرید مواد ، کمبود فضا ، ضایعات ، ناباب شدن موجودیها ، هزینه حمل و دوباره کاری ها شده است .

   همچنین هزینه فرصت از دست رفته ناشی از این سرمایه گذاری اضافی را باید مد نظر قرار داد . از این رو ، در تئوری محدودیت این اعتقاد قوی وجود دارد که سطوح مازاد موجودی ها مانع از دستیابی شرکت به هدف اصلی خود می شود . این اعتقاد به طور دقیق منطبق با فلسفه تولید به هنگام است .

   در تئوری محدودیت بهای تمام شده موجودی شامل هزینه های دستمزد مستقیم و سربار کارخانه نیست و تنها مبالغ پرداخت شده بابت خرید از فروشندگان را شامل می شود .

 

3- هزینه های عملیاتی     

    هزینه های عملیاتی مبالغ صرف شده توسط سیستم برای تبدیل موجودی به عملکرد است . این هزینه ها شامل مواردی مانند هزینه کار مستقیم ، هزینه توزیع و فروش ، استهلاک ، کیفیت و ... است . به عبارت دیگر ، تمامی هزینه های لازم برای تبدیل مواد مستقیم به توان عملیاتی و عملکرد شرکت جزء هزینه های عملیاتی قرار می گیرد .

 

   معیارهایی مانند توان عملیاتی ( عملکرد ) ، میزان سرمایه گذاری در موجودی ها و هزینه های عملیات میتوانند مدیران را در رسیدن به هدف شرکت که همان سودآوری بیشتر است ، کمک کند . بنابر این ، مدیران باید سعی کنند در حالی که توان عملیاتی شرکت را افزایش می دهند ( معیار اول ) ، سطوح موجودی و هزینه های عملیاتی ( معیارهای دوم و سوم ) را کاهش دهند . مدیران برای افزایش عملکرد ، باید بر محدودیت ها متمرکز شوند . گلدرات و ککس ( 1984 ) در کتاب خود به نام "هدف" پنج گام برای  فرآیند به کارگیری مفاهیم تئوری محدودیت پیشنهاد کردند . دو پیش شرط یکی تعریف سیستم و شناسایی اهداف آن و دیگری تعریف معیارهایی که سیستم را به اهداف می رساند ، برای استفاده از پنج گام مزبور تعیین کردند .

  

مراحل پنج گانه گلدرات برای فرایند به کارگیری تئوری محدودیت عبارتند از :

 

الف شناسایی محدودیتهای سیستم

   اولین گام از پنج گام ، شناسایی محدودیتهای سیستم است . شناسایی محدودیتها از اصول اعتقادی تئوری محدودیت با عنوان " محدودیت ها عملکرد سیستم را تعیین می کنند " پیروی می کند . وقتی که محدودیتی در سیستم وجود دارد ، مدیریت نقاط کلیدی کمتری برای کنترل موثر بر سیستم شرکت دارد . از این رو ، هنگام ارزیابی عملکرد مدیریت باید میزان محدودیتهای موجود در سیستم را مدنظر قرار داد . بنابر این ، مهمترین مرحله ، شناسایی محدودیتهاست . محدودیت هر عامل یا عنصری است که مانع از دستیابی سیستم به سطوح بالاتر از عملکرد ، در چارچوب هدف تعیین شده می شود (بلک استوان و ککس 2004) .

   محدودیتها به طور کلی به سه شکل اتفاق می افتند :

*    محدودیت فیزیکی ( ظرفیت منابع تولیدی کمتر از تقاضای بازار است ) .

*   محدودیت بازار ( تقاضای بازار کمتر از ظرفیت منابع تولیدی است ) .

*   محدودیت های سیاسی ( قوانین رسمی و غیر رسمی حاکم که باعث محدود شدن ظرفیت تولیدی شرکت می شود ) .

محدودیت های شناسایی شده وسیله ای را برای همزمان شدن برنامه تولید و تقاضای مشتریان فراهم می کند (پرز 1997) .

   محدودیت های داخلی شرکت ( گلوگاهها ) ممکن است ناشی از کارگران و ماشین آلات تولیدی باشند . مدیران برای شناسایی محدودیت ممکن است ابتدا کارخانه را بررسی کنند تا دریابند که در کجا مقادیر موجودی کار در جریان انباشته شده وجود دارد ( عدم توازن ظرفیت دستگاهها در فرایند تولید باعث ایجاد گلوگاه و انباشت کار در جریان می شود ) . راه دیگر برای شناسایی محدودیت این است که منابع موجود و در دسترس با منابعی که باید باشند ، مقایسه شوند .

 

 

ب بهره برداری از محدودیت های سیستم

   پس از شناخت محدودیت های موجود در سیستم ، باید از محدودیتهای موجود به گونه ای استفاده کرد که عملکرد و توان عملیاتی شرکت ، بیشتر شود .

   تئوری محدودیت معتقد است که مدیران اغلب برای تصمیم گیری در مورد ترکیب تولید ، به مقدار عملکرد ایجادی هر واحد از محدودیت توجهی نمی کنند ( مقدار عملکرد هر واحد از محدودیت به این معنا است که به ازای استفاده از هر یک واحد محدودیت موجود ، چه میزان عملکرد ایجاد می شود ) و به جای آن که بر محدودیت متمرکز شوند ، ممکن است تولید محصولاتی را تشویق کنند که قیمتی بالاتر دارند و یا عملکرد هر واحد آن بیشتر است . اگر بدون توجه به محدودیت موجود محصولی تولید شود که مبلغ عملکردی آن بیشتر است ، امکان دارد سودآوری شرکت به شدت کاهش یابد .

 

ج تسری اثر تصمیم گیری به سایر موارد مربوط

   پس از تعیین این که چه محصولی و به چه میزان باید تولید شود ، عملکرد مابقی سیستم که دارای محدودیت نیستند را باید با توجه به تصمیم گرفته شده ، سنجید . این موضوع به ویژه بر معیارهای عملکرد مانند معیارهای کارایی هر بخش یا منطقه تاثیر می گذارد . تئوری محدودیت معتقد است که نتایج ارزیابی عملکرد کارایی ، در شرایطی که میزان کارکرد ناشی از تصمیم گیری برای بهبود عملکرد می باشد را نباید مدنظر قرار داد . 

   اگر ساعات کارکرد کارگر مبنایی برای ارزیابی عملکرد وی باشد ، ممکن است که به علت وجود ظرفیت خالی برای کارگری که دارای محدودیت نیست ، مواد اولیه اضافه ای در اختیار وی قرار گیرد تا بر روی آن کار کرده و ظرفیت خالی را پر کند و کارایی خود را بهبود بخشد . نتیجه این عمل افزایش موجودی است بدون اینکه عملکرد شرکت را افزایش دهد . همانطوری که گفته شد ، هدف اصلی تئوری محدودیت افزایش عملکرد ( توان عملیاتی ) و کاهش میزان موجودی و هزینه های عملیاتی است . بنابراین ، این موضوع مغایر با اصول تئوری محدودیت است .

   در سال 1980 میلادی زمانی که گلدرات برنامه بهینه کردن فناوری تولید را برای بهبود عملکرد ارائه کرد در مقابل موفقیتهای زیاد ، مشکلاتی نیز مطرح شد . یکی از این مشکلات این بود که برنامه بهینه کردن فناوری تولید به گونه ای بود که ایستگاههای دارای محدودیت را به صورت کارا و مشغول نگه می داشت در حالی که در همان زمان دیگر ایستگاه ها بیکار بودند .

   این موضوع باعث ایجاد مشکل در ارزیابی عملکرد کارگران و بخش ها در کارخانه های آمریکا شد . به طوری که کارگران سعی می کردند تا از برنامه بهینه کردن فناوری تولید تخطی کرده و و محصولاتی تولید کنند تا یتوانند از ارزیابی غیر منصفانه ای که در اثر اجرای برنامه از آنها می شد ، اجتناب کنند . ( کارگرانی که در ایستگاه های غیر گلوگاهی کار می کردند ، معمولاً نسبت به کارگران گلوگاهی که به صورت تمام ظرفیت کار می کردند ، نمره ارزیابی کمتری می گرفتند ). این عمل کارگران  برای ایجاد موجودی اضافی خارج از برنامه بهینه کردن تولید بود و باعث می شد که جریان مواد اولیه به کارخانه طبق برنامه نباشد و موفقیت این برنامه در معرض خطر قرار گیرد .

   برای مبارزه با این وضعیت ، گلدرات تصمیم به آموزش مدیران و کارگران گرفت تا آنان را از ارزیابی نادرست کارایی آگاه کند . از این رو ، گلدرات قوائدی را برای حل این مشکل به شرح زیر ارائه کرد ( گلدرات و فکس ، 1986 ) :

·     برنامه بهینه کردن فناوری تولید به جای توازن ظرفیت ایستگاه ها ، جریان ورودی و خروجی بین آنها را متوازن می کند .

·     میزان بهره برداری از ایستگاههای غیر گلوگاهی از طریق محدودیت های موجود در سیستم تعیین می شود .

·     میزان بهره گیری و استفاده از منابع یکسان نیست .

·     ساعات تلف شده ( استفاده نشده ) توسط گلوگاه ها باید به عنوان ساعات تلف شده کل سیستم مدنظر قرار گیرد .

·     ساعات استفاده نشده توسط ایستگاه های غیر گلوگاهی ( اگر طبق برنامه باشد ) را نباید به عنوان کم کاری در نظر گرفت .

·     ایستگاه های گلوگاهی هم بر میزان موجودی و هم بر عملکرد شرکت تاًثیر می گذارند .

·     برنامه ها باید بر اساس نگاه کلی و همزمان به تمامی محدودیتها تعیین شوند .

تئوری محدودیت معتقد است برای بیشتر کردن کارایی باید از محدودیت ها بیشترین بهره برداری صورت گیرد . بر خلاف این عقیده که استفاده صددرصد از منابع که دارای محدودیت نیستند ، باعث افزایش تولید و عملکرد شرکت می شود ، تئوری محدودیت معتقد است که این موضوع باعث افزایش عملکرد نمی شود ، بلکه باعث افزایش موجودی ها می شود .

   تلاش های گلدرات برای آموزش مدیران و کارگران منتج به فراهم آمدن شرایطی برای انتشار کتاب       " هدف " در سال 1984 توسط وی و جف ککس شد .

د رفع محدودیتهای سیستم

   این مرحله شامل تلاش برای رفع محدودیت ها از طریق ایجاد ظرفیت اضافی برای نقاط گلوگاهی است . به عنوان مثال ، می توان محدودیت کارگر دارای محدودیت را از طریق استخدام افراد دیگری با مهارت مشابه رفع کرد و یا اینکه کارگران دیگر شرکت را که دارای زمان خالی هستند ، آموزش داد تا بتوانند همان کار کارگر مزبور را انجام دهند . راه حل سوم این که همان کارگر را آموزش داد تا سریع تر کار کند . در این حالت هاست که محدودیت مرتفع خواهد شد . مدیریت زمانی می تواند موفق عمل کند که هم در شرایط وجود محدودیت ، بیشترین استفاده را از محدودیت ببرد و هم این که در صدد رفع آن باشد .

 

ه به کارگیری دوباره فرایند ، در صورت رفع محدودیت

   به دلیل این که هدف مدیریت بهبود مستمر و بلند مدت است ، با رفع محدودیتهای موجود ، این هدف متوقف نمی شود . زیرا ، زمانی که این محدودیتها برطرف شد ، دیگر محدودیتها ظاهر می شوند . برای استفاده بهینه از آنها باید دوباره به مرحله اول بازگشت ( فرایند بهبود مستمر ) .

 

 

تفاوتهای تئوری محدودیت با حسابداری صنعتی سنتی و هزینه یابی بر مبنای فعالیت

   تئوری محدودیت از همان آغاز توسعه و گسترش ، مبارزه خود را برای اصلاح سیستم حسابداری صنعتی سنتی آغاز کرد . این مبارزه در کنفرانس بین المللی APICS  سال 1983 زمانی که گلدرات اعلام کرده بود که " حسابداری صنعتی سنتی دشمن درجه یک بهره وری است " آغاز شد ( گلدرات ، 1983) .

   به عقیده گلدرات وقتی که اصول حسابداری سنتی برای تصمیم گیری در مورد هزینه محصول ، هزینه های سرمایه ای و اندازه گیری عملکرد استفاده می شود ، اطلاعات اشتباه و گمراه کننده ای را برای تصمیم گیرندگان فراهم می کند . سیستم حسابداری صنعتی سنتی برای سیسستم های تولیدی انعطاف پذیر ، مناسب نیست . اگر این سیستم به طور مستمر استفاده شود ، نمی تواند شرایط لازم را برای رقابت با رقیبان در بازار جهانی فراهم کند . در همین سالها بود که کپلن و جانسون مستقل از گلدرات در حال پی ریزی و گسترش سیستمی به نام هزینه یابی بر مبنای فعالیت بودند ( کپلن 1983 ، 1984 ، 1986 ، کپلن و جانسون 1987 ) .

   در حالی که ناسازگاری بین تئوری محدودیت و حسابداری صنعتی سنتی ادامه داشت ، گلدرات با انتشار دو مقاله باعث احیای منافع تئوری محدودیت در اثر بازسازی کامل چارچوب حسابداری صنعتی سنتی شد . این کار وی به همراه کار دیگران ( فری و ککس 1989 ، وستون 1991 ، فری 1992 ، لوکامی  و ککس 1994 ، اسریکانت و رابرتسون 1995 ، ککس و همکاران 1998، لوکامی و اسپنسر 1998 ، اسمیت 2000 ) منجر به گسترش فرایند اندازه گیری عملکرد سیستم به نام حسابداری عملکرد شد .

   هدف کلی سیستم تئوری محدودیت فراهم کردن وجه نقد برای حال و آینده است . حسابداری سنتی برای ارزیابی عملکرد سازمان و این که آیا سازمان به اهداف خود رسیده است یا نه ، از سه معیار جهانی سود خالص ، نرخ بازده سرمایه گذاری و جریان نقدی استفاده می کرد . گلدرات ( 1983 ) معتقد بود که این معیارها قابل کاربرد در سطوح جزء سیستم ( زیرسیستمی ) نیست . گلدرات و ککس ( 1984 ) برای ایجاد پلی بین معیارهای مالی شرکت و اندازه گیری سطوح فعالیت کارخانه سه معیار عملکرد (توان عملیاتی ) موجودی ها و هزینه های عملیات را معرفی کردند .این معیارها باعث تقویت هدف حداکثر کردن سود با تاًکید بر افزایش درامد و کاهش همزمان سطوح موجودی و هزینه های عملیات شرکت می شود .

   بنابراین ، می توان تفاوتهای تئوری محدودیت و حسابداری سنتی و هزینه یابی بر مبنای فعالیت را به شرح زیر بیان کرد :

الف ) تفاوت های تئوری محدودیت و حسابداری صنعتی سنتی

   مهم ترین تفاوت این دو در این است که تئوری محدودیت توجه عمده ای بر افزایش سطح عملکرد و کاهش هزینه های عملیاتی و سطوح موجودی دارد ، اما حسابداری صنعتی سنتی بدون توجه به افزایش سطوح موجودی و هزینه های عملیاتی ، اقدام به تولید محصول سودآور تر می کند ( بدون در نظر گرفتن میزان استفاده محصولات تولیدی از منابع دارای محدودیت ) . از طرف دیگر ، نحوه انتخاب محصول سودآورتر در دو سیستم یکسان نیست .  

   تئوری محدودیت دید محافظه کارانه تری نسبت به شناسایی و اندازه گیری عملکرد دارد ، و تنها زمانی که کالاها به مشتریان فروخته  شود ، و نه در طول فرآیند تولید و تکمیل کالا ، به محاسبه و اندازه گیری عملکرد می پردازد .

   تئوری محدودیت معتقد است شرکت زمانی عملکرد مناسبی دارد که محصولات را برای فروش تولید کند ، بدون این که میزان موجودی را افزایش دهد . به عبارت دیگر ، میزان تقاضای مشتریان ( بازار) را نیز مدنظر قرار دهد  ( نورن و همکاران 1995) .

   تئوری محدودیت با هزینه های عملیاتی به عنوان یک هزینه ثابت در طول دوره زمانی کوتاه مدت برخورد می کند . این موضوع را برای جلوگیری از انتشار اطلاعات اشتباه و گمراه کننده ، از طریق اختصاص هزینه های غیرمستقیم یا غیر متغیر ( ثابت ) انجام می دهد . اگر با هزینه های ثابت مانند هزینه های متغیر برخورد شود ، می تواند باعث تصمیم گیریهای اشتباه در انتخاب ترکیب بهینه برای تولید محصولات شود .

   تئوری محدودیت برای ارزیابی عملکرد ماشینهای دارای محدودیت و ماشین های بدون محدودیت ، معیارهای متفاوتی را در نظر می گیرد . تئوری محدودیت معتقد است کارایی هر بخش یا ماشین آلات را باید با توجه به محدودیت های موجود در کل سیستم ، ارزیابی کرد . اما ، سیستم سنتی بدون در نظر گرفتن محدودیتهای سیستم ،  عملکرد هر بخش یا قسمت را ارزیابی می کند .

 

ب ) تفاوتهای تئوری محدودیت با هزینه یابی بر مبنای فعالیت  

همانطور که گفته شد تئوری محدودیت با حسابداری صنعتی سنتی مخالف است و معتقد بود که این سیستم اطلاعات گمراه کننده ای در اختیار مدیریت قرار می دهد . پس از مطرح شدن سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت توسط کپلن و جانسون در سال 1987 ، تفاوت های بین هزینه یابی بر مبنای فعالیت و تئوری محدودیت مطرح شد .

   هدف تئوری محدودیت بیشتر کردن عملکرد شرکت از طریق بهره وری از محدودیت های موجود در سیستم است . تئوری محدودیت یک سیستم هزینه یابی محصول نیست . اما هدف هزینه یابی بر مبنای فعالیت فراهم کردن اطلاعات مربوط و صحیح از طریق ایجاد رابطه علت و معلولی بین هزینه ها و منابع مصرف شده ، برای تصمیم گیری مدیران در زمینه محصولات ، خدمات و مشتریان است .

   در تئوری محدودیت فرض می شود که ظرفیت تولیدی مشخص است و مدیران نمی توانند هزینه های عملیات را به سرعت تغییر دهند ( ثابتند ) اما هزینه یابی بر مبنای فعالیت فرض می کند که مدیران قادر به تغییر و اصلاح ظرفیت منابع تولید هستند .

   تئوری محدودیت فرایند بهبود را از طریق تمرکز بر افزایش عملکرد و برطرف کردن محدودیتها و کاهش زمان عبور محصولات از گلوگاه ها و کاهش کار در جریان انباشته ، انجام می دهد . در حالی که هزینه یابی بر مبنای فعالیت این موضوع را از طریق تعیین میزان هزینه های هر فعالیت ، شناسایی فعالیتهای باارزش ، فعالیتهای زائد و فعالیتهای نیازمند به بهبود ، انجام می دهد .

   در تئوری محدودیت محصولاتی تولید میشود که به ازای استفاده از یک واحد محدودیت حاشیه عملکرد بیشتری ایجاد می کند . اما در هزینه یابی بر مبنای فعالیت حجم و نوع ترکیب تولید در یک چشم انداز بلندمدت بررسی و تعیین می شود و سودآوری محصول در یک برهه زمانی بلندمدت مدنظر قرار می گیرد .

   در تئوری محدودیت یک دوره زمانی کوتاه مدت مدنظر است و فرض می کند تمامی هزینه ها به جز هزینه مواد اولیه ثابت و ریخته شده است . اما در هزینه یابی بر مبنای فعالیت دوره زمانی بلندمدت مدنظر قرار می گیرد و فرض می کند بیشتر هزینه ها متغیر هستند .

   تئوری محدودیت معتقد است که از اطلاعات هزینه یابی جذبی سنتی کمتر استفاده شود زیرا در هزینه یابی جذبی هزینه های محصول شامل هزینه های مواد مستقیم ، دستمزد مستقیم و سربار کارخانه است .

   هزینه یابی جذبی برای تهیه گزارشهای مالی برون سازمان الزامی است اما از نقطه نظر مفاهیم حسابداری مدیریت ، هزینه یابی جذبی ( کامل ) برای تصمیم گیریهای مدیریت درون سازمانی از قبیل ادغام تولید ، قیمت گذاری ، ساخت یا خرید اغلب مناسب نیست ( واتسون ، 2006) .

   این تئوری معتقد است که مدیران به جای مدیریت هزینه های تولید محصول ، محدودیت ها را مدیریت کند ( با فرض اینکه بیشتر هزینه ها در کوتاه مدت ثابت است ) .

   مدیریت هزینه های تولید ممکن است که باعث اتخاذ تصمیماتی توسط مدیران شود که در بلندمدت به نفع شرکت نباشد . برای مثال ممکن است مدیران بر روی هزینه های تولید متمرکز شوند و سعی کنند هزینه هر واحد تولید را با افزایش تعداد محصولات به بیش از تعداد واحدهایی که می توان به فروش رساند کاهش دهد . این حالت باعث افزایش موجودیها میشود که به نحوی از انحا برای شرکت هزینه بر خواهد بود .

   رابرت کی و چارلز اشمیت ( 1998 ) در مقاله ای ، ترکیب بهینه تولید از دیدگاه تئوری محدودیت و هزینه یابی بر مبنای فعالیت را با هم مقایسه کردند . در این مقاله با استفاده از یک مثال نشان داده شد که برنامه بهینه تولید که توسط تئوری محدودیت پیشنهاد می شود ( از کدام محصول و به چه میزان تولید شود ) با برنامه پیشنهادی هزینه یابی بر مبنای فعالیت متفاوت است . دلیل آن این بود که در تئوری محدودیت فرض بر این است که مدیریت هیچ گونه کنترلی بر روی منابع دستمزد و سربار ندارد اما در هزینه یابی بر مبنای فعالیت فرض بر این است که مدیریت کنترل کامل و مطلق بر روی این منابع دارد . به عبارت دیگر اگر درجه کنترل مدیریت بر روی منابع دستمزد و سربار مانند یک طیف در نظر گرفته شود ، تئوری محدودیت در نقطه صفر آن و هزینه یابی بر مبنای فعالیت در نقطه صد آن قرار می گیرد . اگر شرکتی با درجه های مختلفی از کنترل مواجه باشد ( بین صفر و صد ) در این حالت برنامه های پیشنهادی تئوری محدودیت و هزینه یابی بر مبنای فعالیت نمی توانند برنامه بهینه تولید باشند . در این صورت باید از مدلی با نام مدل کلی ( عمومی ) که در آن مقاله ارائه شده است ، استفاده شود . برنامه های پیشنهادی تئوری محدودیت و هزینه یابی بر مبنای فعالیت دو حالت خاص از این مدل هستند .

 

انتقادات وارده بر تئوری محدودیت

   بیشتر انتقادات وارده به تئوری محدودیت ناشی از تمرکز آن بر دوره زمانی کوتاه مدت است . رابرت کپلن ( 1990) ، حسابداری عملکرد ( و به تبع آن تئوری محدودیت ) را به دلیل نادیده گرفتن هزینه های ثابت و تاًکید بر بهینه سازی در کوتاه مدت از طریق ثابت فرض کردن متغیرهایی مانند قیمت محصول ، سفارش مشتری ، فناوری و تصمیم گیری تولید ، مورد انتقاد قرار داد .

   او معتقد است که تئوری محدودیت تا حدودی از روشهای دیگر بهینه کردن تولید در کوتاه مدت ، قوی تر است اما ، نمی تواند به تصمیم گیریهای مهمی مانند تعیین خط مشی شرکت ، به مدیران کمک کند .

   تصمیم گیریهای استراتژیک عموماً باید با فرض دوره بلندمدت اتخاذ شود . به ویژه هزینه های ثابت در تصمیم های استراتژیک مربوطند و مدیران باید فراتر از عملکرد دوره کوتاه مدت را مدنظر قرار دهند ( چه بسا گرفتن تصمیمی منوط به زیان دهی در سالهای اولیه باشد اما در بلند مدت به نفع شرکت باشد ) .

   بنابراین تئوری محدودیت نمیتواند در تصمیم گیریهای بلندمدت از قبیل قیمت گذاری محصول خیلی مفید باشد .

 

مزایای تئوری محدودیت

   تئوری محدودیت یک تئوری مدریت فراگیر است . این تئوری برنامه ای را برای مدیریت موجودی  ، بهبود کیفیت و بهبود سود آوری در کوتاه مدت فراهم می کند . این تئوری پیشنهاد می کند که مدیران باید ضعیف ترین نقاط در زنجیره ی رویدادهای مربوط به تولید کالا و فروش را شناسایی کنند . این زنجیره شامل تبدیل مواد اولیه به محصول و تحویل آن به مشتریان است .

مدیر به محض شناسایی اولین گلوگاه باید سرعت بقیه ی تئوری ، سادگی و کم هزینه بودن گزارش های آن در مقایسه با هزینه یابی سنتی است . مطالعه ی موردی که توسط نورن و همکاران ( 1995 ) با عنوان « تئوری محدودیت و کاربرد آن در حسابداری مدریت » انجام شد ، نشان داد که بیشتر شرکت ها گزارش های تفضیلی هفتگی یا ماهانه ای را که طبق اصول حسابداری صنعتی تهیه می کنند ، برای بیشتر کارکنان آن قابل فهم نیستتند ، در حالی که مفاهیم تئوری محدودیت و گزارش های حسابداری عملکرد خیلی آسان و قابل فهم هستند به طوری که هر شخصی از سازمان می داند که چه کاری باید انجام دهد تا به هدف که همان سود دهی بیشتر است ، برسد . تحقیقات انجام شده حاکی ازاین است که کاربران تئوری محدودیت اظهار داشته اند که این تئوری در حالی که هم موجودی کالا و هم زمان تولید را کاهش می دهد ، می تواند توان عملیاتی شرکت را افزایش دهد ( اگاروال 1985 ، جانسون 1986 ، کوزیول 1988 ). همچنین ، سیستم های تولیدی ، تکنیک های این تئوری را همراه با برنامه ریزی مواد اولیه و تولید به هنگام به کار می برند ( رمسای و همکاران 1990 ، فوگارتی و همکاران 1991 ، کک 1994 ،هالت 1999 ، مابین و بلدرستون 2000).

تکنیک های این تئوری در بیش از 500 شرکت به کار گرفته شده است . شرکت های مزبور به طور آشکار  بهبودهای مهم بدست آمده از طریق به کارگیری این تئوری را افشا کردند . علاوه بر این ، تعدادی از شرکت هائی که تئوری محدودیت را به کار گرفته بودند ، به دلایل رقابتی نخواستند بهبود های به دست آمده را افشا کنند ( واتسون ، 2006).

تکنیک های این تئوری تنها برای شرکت های انتفاعی و بازرگانی به کار گرفه نشده است ، بلکه شرکت های دولتی و غیر انتفاعی نیز از راه حل های تئوری محدودیت به طور موفقیت آمیزی استفاده کردند . سازمان های دولتی مانند ، خدمات درمانی انگلیس ، سازمان ملل متحد ، ناسا ، گروه های دفاعی ایالات متحده از قبیل نیروی هوایی ، دریایی ، و نیروی هوایی اسرائیل از جمله کاربران تکنیک های این تئوری بودند ( واتسون 2006).

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1392ساعت 9:39  توسط شادروحی  | 

نمونه سوالات آزمون کارشناسان رسمی دادگستری رشته حسابداری و حسابرسی

آزمون متقاضیان کارشناسی رسمی دادگستری-مهر ماه سال۱۳۹۰

دفترچه سوالات رشته حسابداری و حسابرسی کد رشته۳۷

تعداد سوال(۶۰) مدت پاسخگویی(۱۰۰دقیقه)

 

سوال يك:عوامل موثر بر احتمال خطر حسابرسي صورتهاي مالي عبارتند از ويژگيهاي ....

1)حسابداري-حسابرسي واحد مورد رسيدگي

2)عملياتي-مديريت-حسابداري

3)مديريت –عملياتي –حسابرسي واحد مورد رسيدگي

4)مديريت- حسابرسي واحد مورد رسيدگي

پاسخ:گزينه 3صحيح است.

عوامل موثر بر احتمال خطر حسابرسی:

خصوصیات مدیریت

1-  تنها یک نفر نسبت به امور مالی و مدیریت عملیاتی تصمیم می گیرد.

2-رفتار مدیریت با گزارشگری مالی، مناسب نیست.

3- تغییر مدیریت (کارکنان ارشد مالی) زیاد اتفاق می افتد.

4- مدیریت واحد تجاری بیش از اندازه نسبت به دستیابی به پیش بینی های مربوط به کسب درآمد پافشاری می کند.

5- مدیریت واحد مورد رسیدگی، در محفل تجاری حسن شهرتی ندارند.

ویژگیهای عملیات

1- سودآوری واحد تجاری در مقایسه با سایر واحدهای صنعت، کافی نیست یا ثباتی ندارد.

2- نتایج عملیات واحد تجاری در برابر عوامل اقتصادی (مانند تورم، نرخهای بهره، بیکاری) بسیار حساس و شکننده است.

3-سرعت تغییرات در این رشته فعالیت بسیار زیاد است.

4-صنعتی که واحد تجاری در آن فعالیت می کند به دلیل ورشکستگی تعداد زیادی از واحدهای شاغل در آن، رو به زوال است.

5-واحد تجاری بطور غیرمتمرکز و بدون نظارت کافی اداره می شود.

6-عوامل در داخل یا خارج واحد تجاری وجود دارد که تداوم فعالیت آنرا مورد تردید قرار می دهد.

ویژگیهای حسابرسی واحد مورد رسیدگی

1-مسایل حسابداری پیچیده یا ضد نقیضی وجود دارد.

2-معاملات یا مانده حسابهای عمده ای وجود دارد که رسیدگی به آنها ذاتاً دشوار است.

3-معاملات عمده و غیرعادی با اشخاص وابسته وجود دارد که در روال عادی کار شرکت نیست.

4-نوع، دلیل یا مبلغ تحریفهای شناخته شده یا احتمالی که در رسیدگیهای سال قبل، کشف شده و حایز اهمیت است.

5-صاحبکار جدیدی که در سالهای قبل حسابرسی نشده است یا دسترسی به اطلاعات کافی از حسابرس قبلی آن میسر نیست.

 

سوال دو: كدام گزينه از اهداف سيستم كنترل داخلي نمي باشد؟

1)افزايش قابليت اتكاي مدارك حسابداري     2)ارزيابي كارايي

3)حفاظت از دارائيها                                                    4) كشف تقلبات مديران

پاسخ:گزينه4 صحيح است.

اهداف سيستم کنترل داخلی :

1- افزايش دقت و قابليت اتكاي مدارك حسابداري .

2-  تشويق كاركنان به رعايت رويه هاي واحد تجاري و سنجش ميزان رعايت رويه ها .

3- حفاظت از دارایی هادر برابر ضايع شدن،تقلب و استفاده نادرست .

4- ارزيابي كارائي .

 

سوال سه:كدام گزينه در مورد كاربرگهاي حسابرسي نادرست است؟

1)كاربرگهاي حسابرسي حلقه ارتباطي بين مدارك حسابداري و صورتهاي مالي مي باشد.

2)كاربرگهاي حسابرسي كارهاي انجام شده توسط حسابرس را مستند مي كند.

3)كاربرگهاي حسابرسي توجيه كننده گزارش حسابرسي مي باشد.

4)شكل و محتواي كاربرگها متناسب با شرايط حاكم بر هر كار حسابرسي تعيين مي شود.

پاسخ:گزينه1 صحيح است.

كاربرگ حسابرسي حلقه ارتباطی بین مدارك حسابداری صاحبکار و گزارش حسابرسی است.

سوال چهار:دربند مقدمه گزارش حسابرسان مستقل كدام مورد درج نمي گردد؟

1)اشاره به استانداردهاي حسابرسي

2)تصريح مسووليت حسابرس در مورد حسابرسي صورتهاي مالي

3)مشخصات صورتهاي مالي حسابرسي شده

4)تاكيد بر مسووليت تهيه كننده گان صورتهاي مالي

پاسخ:گزينه1 صحيح است.

اين سوال از استاندارد حسابرسي شماره 700 تجديد نظر سال 1384 طرح شده است. با توجه به استاندارد تجديد نظر شده سال 1389 گزينه 1و2و4 صحيح خواهد بود. در استاندارد تجديد نظر شده سال89 بند مقدمه به شرح ذيل تشرح شده است:

بند مقدمه

19. در بند مقدمه گزارش حسابرس بايد مطالب زير تصريح شود:

الف.  نام واحد تجاري كه صورتهاي مالي آن حسابرسي شده است؛

ب . اينكه صورتهاي مالي، حسابرسي شده است؛

پ . عناوين صورتهاي مالي حسابرسي شده؛

ت . عطف يادداشتهاي توضيحي صورتهاي مالي؛

ث . تاريخ و دوره تحت پوشش صورتهاي مالي.

 

سوال پنج:براساس استانداردهاي حسابرسي ،دريافت كداميك از موارد زير در حسابرسي صورتهاي مالي الزامي مي باشد؟

1)پرسشنامه كنترلهاي داخلي

2)تاييديه مديران

3)موافقت نامه براي ارزيابي كنترلهاي داخلي

4)نامه مديريت

پاسخ:گزينه2 صحيح است.

باتوجه به بند2استاندارد580 دريافت تاييديه مديران الزامي شده است

 

سوال شش:كدام نهاد رسمي مسوول اعلام و انتشار استانداردهاي اعتبار دهي(شهادت دهي) است؟

1)ديوان محاسبات عمومي

2)هيات استانداردهاي حسابرسي

3)هيات استانداردهاي حسابرسي دولتي

4)هيات استانداردهاي حسابداري مالي

در ايران به عهده كميته‌ تدوين‌ استانداردهاي‌ حسابرسي است، بنظر اين سوال از كتاب اصول حسابرسي 1 انتشارات سازمان حسابرسي

 

سوال هفت:منظور از سهل انگاري حسابرس چيست؟

1)عدم توجه عمده به استانداردهاي حسابرسي

2)عدم توجه به استانداردهاي حسابداري

3)اعمال نكردن مراقبت حرفه اي

4)تحريف حقايق با اهميت

پاسخ:گزينه3 صحيح است.

سهل انگاري عبارت است از انجام ندادن وظايف بر طبق استانداردهاي حرفه اي. عملا سهل انگاري را مي توان اعمال نكردن مراقبت حرفه اي تفسير كرد(نقض پيمان).

سوال هشت:هر حسابرس مسووليت دارد رسيدگيهاي خود را به گونه اي طراحي كند كه از كشف اشتباهات و تخلفاتي كه بتواند اثر با اهميتي بر صورتهاي مالي داشته باشد ، اطمينان يابد.در صورت با اهميت بودن كدام مورد بر اساس استانداردهاي حسابرسي تخلف محسوب مي شود؟

1)اشتباهات دفتري در اطلاعات حسابداري مبناي تهيه صورتهاي مالي

2)اشتباه در كاربرد اصول حسابداري

3)تفسير نادرست از حقايق موجود در زمان تهيه صورتهاي مالي

4)سوء استفاده از يك دادرائي يا گروهي از دارائيها

پاسخ:گزينه4 صحيح است.

احتمالا منظور از تخلف همان تقلب است.بنابراين توضيحاتي در رابطه با اشتباه و تقلب و فرق بين آنها مفيد خواهد بود.

اشتباه به معني هرگونه خطاي سهوي در صورتهاي مالي كه عبارتند از:

1-اشتباه محاسباتي و دفتري

2-ناديده گرفتن حقايق موجود يا برداشت نادرست از آنها

3-بكارگيري نادرست رويه هاي حسابداري(سهوي)

تقلب به معني اقدامات عمدي يك يا چند نفر از مديران،كاركنان يا اشخاص ثالث كه به ارائه نادرست صورتهاي مالي منجر مي شود كه عبارتند از:

1-دستكاري،جعل يا تغيير اسناد و مدارك

2-سوءاستفاده از دارائيها

3-ارائه نادرست آثار معاملات يا حذف انها

4-ثبت معاملات بدون مدارك مثبته (معاملات صوري)

5-بكارگيري نادرست رويه هاي حسابداري(عمدي)

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392ساعت 11:39  توسط شادروحی  | 

نمونه سولات تئوری یک حسابداری دکتر نوروش-دانشگاه آزاد واحد کاشان

۱-استانداردهای مبتنی بر قواعد و استانداردهای مبتنی بر اصول را مقایسه کنید و دو مورد مثال بزنید.

۲-سود اقتصادی از نظر جی.آر.هیکس را توضیح دهید.

۳-ارزشهای فرهنگی از نظر هافتد و ارزشهای حسابداری گری را توضیح و فاصله قدرت را شرح دهید.

۴-پیشنهاد هیات استانداردهای بین المللی حسابداری و هیات استانداردهای مالی در مورد صورت سود زیان را توضیح دهید.

۵-انواع خلافکاریهای بالقوه که در صورتهای مالی وجود دارد را نام ببرید.

۶-کیفیت سود یعنی چه؟ و انگیزه های مدیریت در ساختن سود را بنویسد.

۷-دیدگاه انتقادی را شرح دهید.

۸-روشهایی که در آزمون کیفیت سود هست را نام ببرید.

۹-مفهوم نگهداشت سرمایه مالی و فیزیکی را توضیح دهید.

۱۰-بازار کارا را توضیح دهید و رابطه بین ریسک و بازده را شرح دهید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1391ساعت 8:26  توسط شادروحی  | 

امروز مورخ ۱۹/۱۲/۹۰ آزمون کارشناس رسمی قوه قضائیه برگزار شد.متاسفانه برای برخی از داوطلبان پاسخ نامه صادر نشده بود و از کپی های یک پاسخ نامه استفاده شد. و معلوم نشد که بالاخره این آزمونها توسط ماشین محاسبه خواهد شد  و یا بصورت دستی تصحیح می شود کسی پاسخ درستی نداد . امیدوارم در حق کسانی که زحمت کشیده بودند اجحاف نشود.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 12:48  توسط شادروحی  | 

با توجه به اطلاعیه شماره ۵ مرکز امور مشاوران حقوقی ُ وکلاء  و کارشناسان قوه قضائیه آزمون کارشناس رسمی قوه قضائیه ۱۹/۱۲/۱۳۹۰ بوده و داوطلبان می توانند جهت دریافت کارت ورود به جلسه تاریخ ۱۰/۱۲/۱۳۹۰ اقدام نمایند.جهت اطلاعات بیشتر و پیگیری موضوع به سایت http://v.iran-azmoon.ir مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 11:1  توسط شادروحی  | 

نمونه سوالات آزمون کارشناسان رسمی دادگستری رشته حسابداری و حسابرسی

آزمون متقاضیان کارشناسی رسمی دادگستری-سال۱۳۸۴

دفترچه سوالات رشته حسابداری و حسابرسی کد رشته۳۷

تعداد سوال(۶۰) مدت پاسخگویی(۱۰۰دقیقه)

۱-تدوین اصول و ضوابط حسابداری و حسابرسی در ایران بعهده کدامیک از دستگاههای زیر می باشد؟

جواب: بند ۲ مقدمه استاندارد حسابرسی

اساسنامه‌ قانوني‌ سازمان‌ حسابرسي‌، مصوب‌ 17 شهريور 1366، " تدوين‌ اصول‌ و ضوابط‌ حسابداري‌ و حسابرسي‌ در ايران‌"  را به‌ عنوان‌ بخشي‌ از رسالت‌ سازمان‌ حسابرسي‌ تعيين‌ كرده‌ است‌۰

 **چنانچه حسابرس به این نتیجه برسد که تقلب یا اشتباه اثر بااهمیتی بر صورتهای مالی دارد و به درستی در صورتهای مالی افشاء و یا اصلاح نشده است می بایستی از کدامیک از موارد زیر استفاده نماید؟

جواب:بند ۴۴ استاندارد حسابرسی ۲۴۰

**.         حسابرس‌ هنگامي‌ كه‌ اطمينان‌ مي‌يابد صورتهاي‌ مالي‌ در اثر تقلب‌ يا اشتباه‌ به‌گونه‌اي‌ با  اهميت‌ تحريف‌ شده‌ است‌ يا در مواردي‌ كه‌ قادر به‌ نتيجه‌گيري‌ در اين‌ خصوص‌ نمي‌باشد،  بايد اثر آن‌ را بر حسابرسي‌، مورد توجه‌ قرار دهد.

۳-میزان اطلاعاتی که حسابرس قبلی می تواند درباره امور واحد مورد رسیدگی به حسابرس جانشین (حسابرس فعلی)ارائه کند به کدام یک از موارد زیر بستگی دارد؟

جواب:بند۶۶ استاندارد ۲۴۰

** .   طبق‌ آيين‌ رفتار حرفه‌اي‌،  حسابرس‌ قبلي‌ به‌ محض‌ دريافت‌ درخواست‌ حسابرس‌ جانشين‌ بايد هرگونه‌ دليل‌ حرفه‌اي‌ كه‌ حسابرس‌ جانشين‌ را از پذيرش‌ آن‌ كار منع‌ مي‌كند،  دراختيار وي‌ قرار دهد.  چنانچه‌ واحد مورد رسيدگي‌ اجازه‌ طرح‌ موارد را با حسابرس‌ جانشين‌ ندهد يا محدود كند، اين‌ واقعيت‌ بايد به‌آگاهي‌ حسابرس‌ جانشين‌ برسد.

بنابراین بستگی به مجوز صاحبکار و الزامات حرفه ای دارد. و همچنین جهت اطلاعات بیشتر بد نیست بند۶ استاندارد ۵۱۰ را هم بدانید.

بند ۶ استاندارد ۵۱۰

**. در مواردي‌ كه‌ صورتهاي‌ مالي‌ دوره‌ قبل‌ توسط‌ حسابرس‌ ديگري‌ حسابرسي‌ شده‌ است‌، حسابرس‌ جانشين‌ پس‌ از كسب‌ مجوز صاحبكار و رعايت‌ الزامات‌ حرفه‌اي‌ مي‌تواند با بررسي‌ كاربرگهاي‌ حسابرس‌ قبلي‌، شواهد مناسب‌ و قابل‌ قبولي‌ را درباره‌ مانده‌هاي‌ اول‌ دوره‌ گردآوري‌ كند. در اين‌ گونه‌ موارد، حسابرس‌ جانشين‌ بايد صلاحيت‌ حرفه‌اي‌ و استقلال‌ حسابرس‌ قبلي‌ را مورد توجه‌ قرار دهد. اگر گزارش‌ حسابرس‌ صورتهاي‌ مالي‌ دوره‌ قبل‌ به‌ صورت‌ غيراستاندارد باشد، حسابرس‌ جانشين‌ در دوره‌ جاري‌ بايد موضوعاتي‌ را كه‌ سبب‌ عدول‌ از شكل‌ استاندارد گزارش‌ حسابرس‌ شده‌ است‌، مورد توجه‌ خاص‌ قرار دهد.

4-حصول اطمئينان از انجام شدن عمليات واحد اقتصادي در چهارچوب قوانين و مقررات جزء مسوليت كدام يك از اشخاص زير است؟

جواب: بند 8 استاندارد حسابرسي شماره250

** .     حصول‌ اطمينان‌ از انجام‌ شدن‌ عمليات‌ واحد اقتصادي‌ طبق‌ قوانين‌ و مقررات‌، از مسئوليتهاي‌ مديريت‌ است‌. بديهي‌ است‌ مسئوليت‌ پيشگيري‌ و كشف‌ موارد عدم‌ رعايت‌ نيز با مديريت‌ واحد اقتصادي‌ است‌.

 

5-آزمونهايي كه براي كسب شواهد حسابرسي درباره مناسب بودن تصميم هاي حسابداري و كنترلهاي داخلي و عملكرد مناسب آنها اجراء مي شود چه نام دارد؟

 

آزمونهاي كنترل

6-طبق استاندارد هاي حسابرسي ، حسابرس مستقل كدام روش زير را به احتمال زياد در بررسي اجمالي صورتهاي مالي اجراء مي كند؟

جواب  بند 20 استاندارد 2400 حسابرسي

** .    روشهاي‌ مورد استفاده‌ در بررسي‌ اجمالي‌ صورتهاي‌ مالي‌ معمولا شامل‌ موارد زير است‌:

·       كسب‌ شناخت‌ از عمليات‌ تجاري‌ واحد اقتصادي‌ و صنعتي‌ كه‌ در آن‌ فعاليت‌ مي‌كند.

·       پرس‌وجو درباره‌ اصول‌ و رويه‌هاي‌ حسابداري‌ واحد مورد رسيدگي‌.

·    پرس‌وجو درباره‌ روشهاي‌ ثبت‌، طبقه‌بندي‌ و تلخيص‌ معاملات‌، گردآوري‌ اطلاعات‌ براي‌ افشا در صورتهاي‌ مالي‌ و تهيه‌ صورتهاي‌ مزبور.

·       پرس‌وجو درباره‌ كليه‌ مندرجات‌ با اهميت‌ صورتهاي‌ مالي‌.

·       روشهاي‌ تحليلي‌ طراحي‌ شده‌ براي‌ شناسايي‌ روابط‌ و اقلامي‌ كه‌ غيرعادي‌ به‌ نظر مي‌رسد. اين‌ گونه‌ روشها شامل‌ موارد زير است‌:

-   مقايسه‌ صورتهاي‌ مالي‌ با صورتهاي‌ مالي‌ دوره‌هاي‌ گذشته‌.

-   مقايسه‌ صورتهاي‌ مالي‌ با نتايج‌ عمليات‌ و وضعيت‌ مالي‌ پيش‌بيني‌ شده‌.

-   بررسي‌ روابط‌ بين‌ عناصر صورتهاي‌ مالي‌ كه‌ انتظار مي‌رود از الگويي‌ مبتني‌ بر تجارب‌ واحد مورد رسيدگي‌ يا معيارهاي‌ صنعت‌ پيروي‌ كند.

حسابرس‌ در بكارگيري‌ اين‌ روشها، موضوعاتي‌ را كه‌ در سال‌ گذشته‌ به‌ تعديل‌ حسابداري‌ نياز داشته‌ است‌ بيشتر مورد بررسي‌ قرار مي‌دهد.

·    پرس‌وجو درباره‌ مصوبات‌ مجامع‌ عمومي‌ سهامداران‌، هيات‌ مديره‌، كميته‌هاي‌ هيات‌ مديره‌ و ساير جلساتي‌ كه‌ مي‌تواند بر صورتهاي‌ مالي‌ اثر داشته‌ باشد.

·    مطالعه‌ صورتهاي‌ مالي‌ با توجه‌ به‌ اطلاعاتي‌ كه‌ حسابرس‌ بدست‌ آورده‌ است‌، به‌ منظور تشخيص‌ انطباق‌ صورتهاي‌ مالي‌ با مبناي‌ حسابداري‌ مربوط‌.

·    دريافت‌ گزارش‌ ساير حسابرسان‌ (در صورت‌ نياز) كه‌ حسابرسي‌ يا بررسي‌ اجمالي‌ صورتهاي‌ مالي‌ اجزاي‌ واحد مورد رسيدگي‌ را به‌ عهده‌ داشته‌اند.

·       پرس‌وجو از مسئولين‌ امور مالي‌ واحد مورد رسيدگي‌ درباره‌ مواردي‌ چون‌:

-  ثبت‌ كليه‌ معاملات‌ و عمليات‌ و ساير رويدادهاي‌ مالي‌ در دفاتر.

-  تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌ بر اساس‌ مبناي‌ حسابداري‌ مربوط‌.

-  تغييرات‌ به‌ وجود آمده‌ در فعاليتهاي‌ تجاري‌ واحد مورد رسيدگي‌ و اصول‌ و رويه‌هاي‌ حسابداري‌ آن‌.

-  پرسشهايي‌ كه‌ در نتيجه‌ اجراي‌ روشهاي‌ بالا پديد آمده‌ است‌.

·       دريافت‌ تاييديه‌ مديران‌.

7-رعايت اصل استقلال براي انعقاد كدام يك از قراردادهاي زير ضروري نيست؟

الف)تنظيم اطلاعات مالي                  ب)بررسي اجمالي صورتهاي مالي

ج)حسابرسي صورتهاي مالي             د)اجراي توافقي رسيدگي به اطلاعات مالي

جواب: در تنظیم اطلاعات مالی رعایت استقلال الزامی نیست

8-تاريخ گزارش حسابرسي اجمالي حسابرسان مستقل نسبت به صورتهاي مالي ميان دوره اي سال 1383 شركت سهامي الف كداميك از موارد زير مي باشد؟

الف)تاريخ تكميل كار                                     ب)تاريخ 31/06/1383

ج)تاريخ مجمع عمومي عادي ميان دوره اي        د)تاريخ ارائه گزارش به سازمان بورس

 

جواب بند 28 استاندارد 2400حسابرسي

** .     حسابرس‌ بايد گزارش‌ بررسي‌ اجمالي‌ را به‌ تاريخ‌ تكميل‌ كار، كه‌ بيانگر اجراي‌ روشهاي‌ مربوط‌ به‌ رويدادهاي‌ واقع‌ شده‌ تا تاريخ‌ مزبور است‌، تاريخگذاري‌ كند. از آنجا كه‌ حسابرس‌ نسبت‌ به‌ گزارش‌ دربارة‌ صورتهاي‌ مالي‌ تهيه‌ و ارائه‌ شده‌ توسط‌ مديريت‌ مسئوليت‌ دارد نبايد گزارش‌ بررسي‌ اجمالي‌ خود را به‌ تاريخي‌ قبل‌از تاريخ‌ تصويب‌ صورتهاي‌ مالي‌ توسط‌ هيات‌ مديره‌، تاريخگذاري‌ كند.

9-كدام يك از موارد زير از جمله اصول حسابرسي تلي مي شود؟

الف)اصل ثبات رويه در تهيه صورتهاي مالي

ب)اصل تداوم فعاليت در امر تهيه صورتهاي مالي

ج)رعايت اصل دانش و معلومات در تهيه صورتهاي مالي سال مورد گزارش

د)اصل استقلال و حفظ اسرار

جواب بند "د" نیازی به توضیحات اضافی نمی بینم.

10-بهترين دليل براي حسابرسان و بازرسان قانوني كه موظف بوده به معملات اشخاص وابسته رسيدگي كنند ، كدام يك از موارد زير مي باشد؟

الف)احتمال متفاوت بودن محتواي معاملات با شكل آنها

ب)غير قانوني بودن اين نوع معاملات

ج)عدم وجود مشكلات به منظور تهيه صورتهاي مالي تلفيقي

د)عدم آگاه بودن اعضاء هيات مديره واحد مورد رسيدگي از اين معاملات

**بند 11 استاندارد حسابرسي 550 گزينه الف درست است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 12:18  توسط شادروحی  | 

                                        

                                                       هزینه یابی استاندارد

مقدمه:

قبل از بحث هزینه یابی استاندارد لازم است توضیحاتی را در رابطه با هزینه یابی یا به عبارتی نحوه محاسبه بهای تمام شده یک واحد محصول توضیحاتی بدهم.

چگونگی محاسبه بهای تمام شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مواد مستقیم + دستمزد مستقیم + سربار ساخت = بهای تمام شده

مواد مستقیم:عبارت است از موادی که مستقیما در ساخت یا تولید محصول نقش دارد و دارای ۳ ویژگی به شرح زیر است:

۱-دارای ارزش اقتصادی بالاتری نسبت به سایر مواد است.

۲-به محصول یا محصولات مشخصی قابل ردیابی است.

۳-معمولا بعد از تولید در محصول نهائی قابل روئیت است.

دستمزد مستقیم:عبارت است از میزان بهای نیروی انسانی که مستقیما در تغییر شکل دادن مواد خام به محصول نقش دارد.

سربار ساخت:هر هزینه ساختی غیر از مواد مستقیم و دستمزد مستقیم.

در هزینه یابی به دو موضوع مهم باید توجه شود:۱-سیستمهای هزینه یابی ۲-روشهای هزینه یابی.

سیستمهای هزینه یابی:

۱-سیستم هزینه یابی واقعی ۲-سیستم هزینه یابی نرمال ۳- سیستم هزینه یابی استاندارد.

روشهای هزینه یابی:

۱-روش هزینه یابی سفارش کار ۲-روش هزینه یابی مرحله ای ۳-روش هزینه یابی محصولات مشترک و فرعی ۴-روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت ۵ -روش هزینه یابی بر مبنای هدف.

سوال سیستم هزینه یابی استاندارد در چه مواقعی بهتر جواب می دهد یا به عبارتی در چه مواقعی عملی تر است ؟ 

سیستم هزینه یابی استاندارد زمانی که تولید انبوه  و پیاپی باشد نتیجه بهتری می دهد. 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

                                                              بحث اصلی                                                                         

همانطور که اطلاع دارید در هزینه یابی استاندارد قبل از شروع دوره مالی بهای تمام شده استاندارد یک واحد محصول محاسبه میشود یعنی یک واحد محصول هم از نظر مواد  و هم از نظر دستمزد و سربار بصورت استاندارد محاسبه میشود

و در پایان دوره مالی بهای تمام شده واقعی با بهای تمام شده استاندارد مقایسه  و انحرافات تجزیه و تحلیل و بررسی می گردد.

نکته: اگر فقط انحرافات نامساعد با اهمیت بررسی و پیگیری گردد به آن مدیریت بر مبنای استثناء می گویند.

در این مبحث تمام انحرافات مواد و دستمزد و سربار بطور کامل تجزیه و تحلیل خواهد شد. قبل از آنها در مورد سیستمهای هزینه یابی بگم.

سیستم هزینه یابی واقعی:کاربرد ندارد و استفاده هم نمی شود.

سیستم هزینه یابی نرمال:دراین سیستم مواد واقعی-دستمزد واقعی و سربار جذب شده می باشد.

سیستم هزینه یابی استاندارد:در این سیستم مواد استاندارد-دستمزد استاندارد-سربار استاندارد یا همان جذب شده می باشد.

سوال؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا در تمامی سیستمها(نرمال و استاندارد )برای سربار ساخت از نرخ جذب استفاده می کنیم. چرا؟

به ۲ دلیل:۱-مبلغ سربار ساخت مانند مواد و دستمزد در طی دوره مالی در اختیار ما نیستند. مثل برق مصرفی ۲-مبلغ سربار ساخت در طول دوره مالی بطور یکنواخت اتفاق نمی افتد. مثل تعمیر یک دستگاه پرس.

تفاوت سربار جذب شده در سیستم هزینه یابی نرمال و سیستم هزینه یابی استاندارد چیست؟؟؟؟؟؟

 

 

ادامه دارد

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی 1389ساعت 13:27  توسط شادروحی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعت 9:30  توسط شادروحی  | 

 
شرح شناخت اوليه تغييرات بعدي
دارائيهاي زيستي مولد به بهاي تمام شده پس از كسر استهلاك انباشته و كاهش ارزش انباشته يا به مبلغ تجديد ارزيابي(طبق استاندارد شماره 11) ثبت ميشود. طبق استاندارد شماره 11
دارائيهاي زيستي غيرمولد به ارزش منصفانه پس از كسر مخارج برآوردي زمان فروش ثبت ميشود. و اگر ارزش منصفانه مشخص نباشد به بهاي تمام شده پس از كسر هر گونه كاهش ارزش ثبت ميشود و در هر زمان كه ارزش منصفانه مشخص شد بايد به ارزش منصفانه پس از كسر مخارج برآوردي فروش ثبت گردد. تفاوت ارزش دفتري و ارزش منصفانه به عنوان سود يا زيان در دوره وقوع شناسايي ميشود.
توليدات كشاورزي درتمامي موارد در زمان برداشت به ارزش منصفانه پس از كسر مخارج برآوردي زمان فروش ثبت مي گردد. طبق استاندارد شماره 8

نكته:ديدگاه اين استاندارد اين است كه ارزش منصفانه توليدات كشاورزي در زمان برداشت همواره قابل اندازه گيري است.

نحوه حسابداری و گزارشگری در مورد فعالیتهای کشاورزی به طور کلی در جدول فوق مشاهد مکنید لازم می دانم نکته های استاندارد شماره ۲۶ تحت عنوان فعالیتهای کشاورزی در ادامه خدمتتان تقدیم کنم.

دامنه کاربرد:

ابن استاندارد در موارد زیر الزامی است مشروط بر اینکه مربوط به فعالیت کشاورزی باشد:

۱-دارائیهای زیستی                                             ۲-تولیدات کشاورزی در زمان برداشت

در این استاندارد در موارد زیر کاربرد ندارد:

۱-زمین مربوط به کشاورزی-------------------------------استاندارد شماره ۱۱

۲-دارائیهای نامشهود مربوط به کشاورزی--------------- --استاندارد شماره۱۷ 

۳-تولیدات کشاورزی بعد از زمان برداشت------------------استاندارد شماره ۸

تعاریف:

فعالیت کشاورزی:عبارت است از مدیریت بر دگردیسی برای فروش-تبدیل به تولید کشاورزی و افزایش دارائیهای زیستی.

دگردیسی:شامل فرایندهای رشد-تحلیل-تولید و تولید مثل که به تغییرات کمی و کیفی دارائیهای زیستی می انجامد.

تولید کشاورزی:عبارت است از محصول برداشت شده از دارائیهای زیستی.

دارائی زیستی: عبارت است از حیوان یا گیاه زنده.

نکته:بهره برداری از منابعی که مدیریت نمی شوند (از قبیل ماهیگیری در دریاها و رودخانه ها  و قطع درختان جنگلی بدون انجام وظایف احیاء) فعالیت کشاورزی نیست.

دارائیهای زیستی دو گروه هستند:

۱-دارائی زیستی مولد:دارائی که به قصد تولید مثل- اصلاح نژاد و تولید کشاورزی با حفظ حیات نگهداری میشود و بیش از یک سال قابلیت برداشت دارد.

۲-دارائی زیستی غیر مولد:دارائی زیستی که مولد نباشد.

بازار فعال:بازاري است كه تمام شرايط زير را داشته باشد:

*اقلام مبادله شده متجانس باشد.

*خريداران و فروشنده گان در هر زمان وجود داشته باشند.

*قيمتها براي عموم قابل دسترسي باشد.

    ((((((((((((((((((((((((((((( " شناخت و انداره گيري")))))))))))))))))))))))))))))))))

واحد تجاري بايد دارائيهاي زيستي و توليدات كشاورزي را زماني شناسائي كند كه:

۱-كنترل دارائي در نتيجه رويدادهاي گذشته بدست آمده باشد.

۲-جريان منافع اقتصادي آتي مرتبط با دارائي به دورن واحد تجاري محتمل باشد.

۳-ارزش منصفانه يا بهاي تمام شده دارائي قابل اندازه گيري باشد.

 (((((( ارزش منصفانه دارائيهاي زيستي مولد و توليدات كشاورزي را چگونه تعيين كنيم؟))))))

*مظنه بازار مبناي مناسبي براي تعيين ارزش منصفانه است.

نكته واحدهاي تجاري قراردادهايي را منعقد مي كنند كه دارائيهاي زيستي غير مولد يا توليدات كشاورزي را در آينده بفروشند ، قيمتهاي قرارداد براي تعيين ارزش منصفانه الزاما مربوط نيستند.

اگر بازار فعالي وجود نداشته باشد براي تعيين ارزش منصفانه از موارد زير استفاده مي كنيم به شرطي كه قابل دسترسي باشند:

۱-قيمتهاي تضميني اعلام شده توسط دولت.

۲-آخيرين قيمتهاي معامله در بازار مشروط براينكه تغييرات قابل ملاحظه اي بين تاريخ معامله و تاريخ ترازنامه رخ نداده باشد

۳-قيمت دارائيهاي مشابه با در نظر گرفتن تعديلاتي كه تفاوتها را منعكس مي كند.

۴-استفاده از معيار هاي خاص مثل ارزش گله گوشتي بر حسب گيلو گرم گوشت در بازار.

نكته: اگر ارزش منصفانه قابل تعيين نباشد از بهاي تمام شده استفاده مي كنيم البته براي دارائيهاي زيستي غير مولد چرا كه ديدگاه اين استاندارد اين است كه در تمام موارد ارزش منصفانه توليدات كشاورزي قابل تعيين است. 

سوال

در چه مواقعي بهاي تمام شده نزديك به ارزش منصفانه است؟

۱-از زمان تحمل بهاي تمام شده اوليه دگرديسي كمي صورت گرفته باشد.

۲-انتظار نرود دگرديسي تاثير بااهميتي بر قيمت دارائي داشته باشد.

((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((نتيجه گيري)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))

توليدات كشاورزي در تمام موارد  و در زمان برداشت به ارزش منصفانه پس از كسر مخارج برآوردي زمان فروش اندازه گيري و بعنوان درآمد شناسائي ميشود و تغييرات بعدي طبق استاندارد ۸ خواهد بود . و ارزش منصفانه در زمان برداشت بهاي تمام شده در زمان بكارگيري استاندارد ۸ خواهد بود.

دارائيهاي زيستي مولد به بهاي تمام شده ثبت خواهد شد و تغييرات بعدي طبق استاندارد ۱۱است.

دارائيهاي زيستي غير مولد اگر خريداري شده باشد به بهاي تمام شده ثبت و تغييرات بعدي نسبت به ارزش منصفانه  بعنوان درآمد و هزينه دوره وقوع شناسائي خواهد شد.

دارائيهاي زيستي غير مولد اگر ايجاد شده باشد شناخت اوليه به ارزش منصفانه و به عنوان درآمد ثبت و هر گونه تغييرات بعدي ارزش منصفانه بعنوان درآمد و هزينه دوره وقوع شناسائي خواهد شد. 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آذر 1389ساعت 14:37  توسط شادروحی  | 

                                        آيين رفتار حرفه اي در ايران

آيين رفتار حرفه اي تدوين شده توسط سازمان حسابرسي كه تاكيد اساسي بر منافع عمومي دارد در دو بخش به شرح زير مي باشد:

بخش اول: اصول بنيادي

بخش دوم : احكام

 بخش اول آيين رفتار حرفه اي به قرار زير است:

1-درستكاري

2-بي طرفي

3-صلاحيت و مراقبت حرفه اي

4-رازداري

5-رفتار حرفه اي

6-اصول و ضوابط حرفه اي

 بخش دوم آيين رفتار حرفه اي به قرار زير است:

1-استقلال

2-آگهي و تبليغات

3-اطلاعات محرمانه صاحبكار(رازداري)

4-صلاحيت حرفه اي

5-تضاد منافع

6-ارتباط با ساير حسابداران رسمي شاغل

7-استخدام كاركنان شاغل نزد حسابداران رسمي و موسسات حسابرسي ديگر

8-ارائه گزارش(نتيجه) خدمات حرفه اي

9-حق الزحمه

10-ساير احكام كه به حسن شهرت حسابدار لطمه وارد مي كند.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 8:35  توسط شادروحی  | 

تجزیه و تحلیل هزینه-حجم-سود

فرمولهای کلیدی این مبحث به شرح زیر خدمتتان تقدیم می گردد امید است سودمند باشد.

توضیح نمی دم چون مبحث ساده ای است مگر اینکه سوالی شده باشد:

فرمولها را از لینک زیر دانلود کنید:

فرمولها

 

 

فرمولها با توجه به راهنمای فوق به شرح زیر می باشد:

 

نکته ها:

۱-اگر فروش صفر باشد زیان واحد تجاری مساوی هزینه های ثابت است.

۲-اگر هزینه های ثابت به نسبت معینی افزایش یا کاهش یابد نقطه سربه سر نیز به همان نسبت افزایش یا کاهش می یابد.

۳-هزینه های ثابت در محدوده معینی ثابت است. ولی هزینه ثابت هر واحد متغیر است.

۴-هزینه متغیر کل متغیر است. ولی هزینه متغیر یک واحد ثابت است.

حاشيه ايمني:

حاشيه ايمني عبارت است از مازاد فروش نسبت به فروش در نقطه سر به سر.در حاشیه ایمنی

به ازای هر واحد فروش یک واحد حاشیه فروش سود خواهیم داشت.

حاشیه ایمنی به ساختار هزینه بستگی دارد یعنی اگر هزینه های ثابت بیشتر باشند مقدار یا مبلغ درنقطه سر به سر بیشتر خواهد شد و برعکس حاشیه ایمنی کمتر میشود.

درجه اهرم عملیاتی :

درجه اهرم عملياتي يعني اينكه اگر درصدي به فروش اضافه يا كم شود ، سود چند درصد تغيير مي كند. درجه اهرم عملياتي برعكس درصد حاشيه ايمني مي باشد. و از تقسيم حاشيه فروش كل به سود محاسبه مي شود.

نكته:

درجه اهرم عملياتي در نزديكي نقطه سر به سر در بالاترين حد خود مي باشد يعني با كمترين تغيير در فروش  بيشترين تغيير در سود را خواهيم داشت و هر چه از نقطه سر به سر به سمت سود فاصله بگيريم از شدت اين درجه كاسته مي شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آذر 1389ساعت 11:22  توسط شادروحی  | 

تسعير ارز استاندارد حسابداري شماره 16

 مقدمه:             

 يك واحد تجاري مي تواند فعاليتهاي خارجي خود را به دو طريق انجام دهد:

1-معاملاتي را به ارز انجام دهد(تسعير معاملات)

2-داراي عمليات خارجي باشد(تسعير صورتهاي مالي)

 موضوع اصلي در حسابداري معاملات ارزي و عمليات خارجي عبارت است از:

1-چه نرخي براي تسعير بكار برود.

2-آثار ناشي از تغيير نرخ چگونه در صورتهاي مالي شناسائي شود.

 هدف از تسعير معاملات ارزي و عمليات خارجي:

1-آثار تغييرات نرخ ارز بر جريانهاي وجه نقد واحد تجاري با ارزش ويژه آن هماهنگي داشته باشد.(يعني تسعير بايد طوري انجام شود كه صورت جريان وجه نقد و صورت سود زيان هماهنگي داشته باشند.)

2-صورتهاي مالي تصويري مطلوب از نتايج عملكرد را ارائه دهد.

3-صورتهاي مالي تلفيقي ، نتايج مالي و ارتباط اقلام را به گونه اي كه در صورتهاي مالي قبل از تسعير نشان داده شده است ، منعكس نمايد.

 دامنه كاربرد:

 الزامات اين استاندارد براي موارد زير است:

1-تسعير معاملات ارزي

۲-تسعير صورتهاي مالي عمليات خارجي كه از طريق تلفيق يا ارزش ويژه در صورتهاي مالي واحد تجاري منعكس مي شود.

  • ارائه مجدد صورتهاي مالي از ريال به ساير ارزها مشمول اين استاندارد نيست.
  • نحوه ارائه جريانهاي نقدي و تسعير آن در استاندارد شماره 2 مي باشد.
  • دامنه اين استاندارد در مورد عمليات حفاظي فقط آن گروه از بدهيهاي ارزي كه به عنوان حفاظي براي خالص سرمايه گذاري در يك واحد مستقل خارجي است را شامل ميشود و ساير جنبه هاي عمليات حفاظي در اين استاندارد مطرح نمي شود.

عمليات تسعير ارز به طور خلاصه به شرح زير مي باشد:

1-معاملات ارزي:

معاملات ارزي در تاريخ شناخت اوليه با نرخ ارز در تاريخ انجام معامله ثبت مي شود.

اگر در رابطه به معامله فوق درايي و بدهي مانده داشته باشد به شرح زير در تاريخ ترازنامه تسعير ميشود:

الف) اقلام پولي------------به نرخ ارز در تاريخ ترازنامه.

و اما

ب) اقلام غيرپولي پولي:
اگر به بهاي تمام شده ثبت شده باشد --------به نرخ ارز تاريخ انجام معامله.
اگر به ارزش منصفانه ثبت شده باشد--------به نرخ ارز تاريخ تعيين ارزش منصفانه.

 

نكته

*هزينه استهلاك و استهلاك انباشته به نرخ ارز تاريخ انجام معامله تسعير ميشود.

*ذخيره م.م به نرخ ارز در تاريخ ترازنامه تسعير ميشود.

 

2- عمليات خارجي:

در اين رابطه صورتهاي مالي شركت فرعي، وابسته،مشاركت خاص و شعبه خارجي تسعير ميشود.

عمليات خارجي اگر

اگرجزءلاينفك  واحد گزارشگر باشد مانند شعبه خارجی
اقلام پولی --------به نرخ ارز تاريخ ترازنامه.
اقلام غیر پولی اگر به بهای تمام شده ثبت شده باشد--------به نرخ ارز تاريخ انجام معامله.و

اقلام غیر پولی اگر به ارش منصفانه ثبت شده باشد--------به نرخ ارز تاريخ تعیین ارزش منصفانه.

درآمد و هزینه ----------------به نرخ تاریخ انجام معامله . در عمل نرخ میانگین.

 اگر واحد مستقل خارجی باشد

اقلام پولی و غیر پولی -------------به نرخ ارز تاریخ ترازنامه.

درآمد و هزینه ----------------به نرخ تاریخ انجام معامله . در عمل نرخ میانگین.

 تفاوت تسعیر ارز باید بعنوان درآمد و هزینه در صورت سود و زیان انعکاس یابد.

۵ استثناء به شرح زیر وجود دارد:

استثناء شماره ۱(شرکتهای دولتی)

طبق ماده ۱۳۶ قانون محاسبات عمومی شرکتهای دولتی تفاوت تسعیر ارز را باید تحت عنوان اندوخته تسعیر ارز در بخش حقوق صاحبان سهام انعکاس و خالص گردش طی سال آن را در صورت سود زیان جامع گزارش نمایند. اگر در پایان هر دوره مانده حساب فوق(اندوخته تسعیر ارز)بدهکار شود باید مانده بدهکاری به سود زیان دوره منتقل شود. ولی اگر مانده حساب فوق بستانکار شود باید در بخش حقوق صاحبان سهام انعکاس یابد. و اگر مانده بستانکاری بیشتر از سرمایه گردد شرکت می تواند با طی مراحل قانونی مازاد مذکور را به حساب سرمایه انتقال دهد.

استثناء شماره ۲(مخارج تامین مالی قابل احتساب در بهای تمام شده دارائی)

تفاوت تسعیر ارز مربوط به مخارج تامین مالی واجد شرایط قابل احتساب به بهای تمام شده (طبق استاندارد شماره ۱۳) باید به بهای تمام شده دارایی واجد شرایط اضافه شود.

 استثناء شماره ۳(اقلام پولی با ماهیت خالص سرمایه گذاری در واحد مستقل خارجی)

اگر چه سرمایه گذاری در ارزش ویژه واحد مستقل خارجی معمولا از طریق خرید سهام آن انجام میشود ولی ممکن است از طریق وامهای بلند مدت و مانده های تجاری معوق بین شرکتها نیز سرمایه گذاریهایی صورت گیرد که از جهات عملی مانند خرید سهام عادی باشد.چنانچه مانده های فوق از لحاظ دائمی بودن از کلیه جهات مانند خرید سهام عادی باشد مانده ها و وامهای فوق بعنوان جزئی از خالص سرمایه گذاری در واحد مستقل خارجی محسوب و تفاوت تسعیر آنها در بخش حقوق صاحبان سهام و صورت سود زیان جامع تا زمان واگذاری منعکس میشود.

 استثناء شماره۴(بدهی حفاظ خالص سرمایه گذاری)

تفاوتهای تسعیر یک بدهی که حفاظ خالص سرمایه گذاری در واحد مستقل خارجی است باید تفاوت تسعیر آن در بخش حقوق صاحبان سهام و صورت سود زیان جامع تا زمان واگذاری منعکس میشود.

 استثناء شماره۵(شناخت تفاوت تسعیر نحوه عمل مجاز جایگزین)

اگر تفاوت تسعیر در نتیجه کاهش شدید و افت قابل ملاحظه در ارزش ریال باشد و این افت شدید بدهیهایی را تحت تاثیر قرار دهد که در ارتباط با تحصیل دارائیهای ارزی ایجاد شده و شرکت قادر به تسویه آنها نیست در این حالت تفاوت تسعیر به مبلغ دفتری دارائیها اضافه میشود به شرط آنکه مبلغ دفتری دارایی از اقل بهای جایگزینی یا مبلغ قابل بازیافت ناشی از فروش یا کاربرد آن(ارزش اقتصادی) تجاوز نکند.

بعبارت دیگر بهای تمام شده دارائی مربوط عبارت است از مبلغی که واحد تجاری نهایتا برای تسویه بدهی ارزی مربوط به ریال باید پرداخت شود. 

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت 16:24  توسط شادروحی  | 

 نکاتی در رابطه با استاندارد حسابداری شماره ۲۰ :

۱-الزامات این استاندارد برای سرمایه گذاری در واحد های تجاری وابسته در صورتهای مالی تلفیقی و صورتهای مالی جداگانه است.

۲-اعمال نفوذ قابل ملاحظه اساسا بدون دارا بودن قدرت رای کافی بعید است.

۳-قدرت رای دهی در تعیین نفوذ قابل ملاحظه مهم است.

۴-حقوق مالکیت در محاسبه سهم سرمایه گذار از سود و زیان و خالص دارائیهای سرمایه پذیر مهم است.

۵-در ارزش ویژه مبلغ دفتری سرمایه گذاری از تغییرات حقوق صاحبان سهام سرمایه پذیر که در صورت سود و زیان نمی آید تعدیل می شود . مانند تجدید ارزیابی.

۶-معاملات درون گروهی بین سرمایه گذار و واحد تجاری وابسته به اندازه سهم سرمایه گذار حذف میشود. در فرعی کل معاملات درون گروهی حذف میشود.

۷-تاریخ گزارشگری اصلی و وابسته باید یکی باشد. اگر یکی نباشد باید برای وابسته صورت مالی به تاریخ اصلی تهیه شود. اگر این کار عملی نباشد و فاصله تاریخهای اصلی و وابسته کمتر از ۳ ماه باشد با تعدیل معاملات عمده و سایر رویدادهای عمده بین اصلی و وابسته میتوان صورتهای مالی وابسته را تعدیل و استفاده کرد.

۸-رویه حسابداری اصلی و وابسته باید یکی باشد و اگر نباشد باید یکی شود(وابسته تعدیل شود) اگر اینکار عملی نباشد این واقعیت باید افشاء شود.

۹-زیان مازاد بر مبلغ دفتری سرمایه گذاری در شرکت وابسته در روش ارزش ویژه زمانی شناسائی میشود که سرمایه گذار تعهداتی را در رابطه با شرکت وابسته تضمین کرده باشد.

۱۰-نحوه ارائه سرمایه گذاری در وابسته در ۳مجموعه صورتهای مالی :

الف)در صورتهای مالی شرکت اصلی یا سرمایه گذار.-------طبق استاندارد ۱۵

ب)در صورتهای مالی تلفیقی.---------طبق استاندارد۲۰

ج)در صورتهای مالی جداگانه.---------طبق استاندارد۲۰ 

 

1-    نحوه ارائه سرمايه گذاري در واحد تجاري وابسته در صورتهاي مالي شركت اصلي :

در واحد تجاري وابسته با توجه به اينكه نفوذ قابل ملاحظه است پس سرمايه گذاري بلند مدت مي باشد و طبق استاندارد 15 بايد به دو روش زير حسابداري شود :

 

1-1)          روش بهاي تمام شده پس از كسر كاهش دائمي در ارزش.

1-2)         روش تجديد ارزيابي.

 

2-   نحوه ارائه سرمايه گذاري در واحد تجاري وابسته در صورتهاي مالي تلفيقي :

سرمايه گذاري در وابسته به منظور انعكاس در صورتهاي مالي تلفيقي بايد به روش ارزش ويژه انجام گيرد (بايد) زيرا كه تلفيق كامل اغراق آميز مي شود .(به شرح زير)

الف) در ترازنامه تلفيقي :

سهم واحد سرمايه گذار (اصلي) از خالص دارائيهاي واحد سرمايه پذير (وابسته) بايد به عنوان سرمايه گذاري بلند مدت و به صورت جداگانه در ترازنامه تلفيقي درج شود و سرقفلي ناشي از تحصيل واحد تجاري وابسته پس از كسر استهلاك يا ذخيره كاهش در ارزش بايد در مبلغ دفتري سرمايه گذاري منظور ولي به صورت جداگانه در يادداشتها افشاء شود .

 

ب) در صورت سود زيان تلفيقي :

سهم سود اصلي از سود و زيان عمليات در حال تداوم وابسته بايد پس از اعمال تعديلات لازم بابت تفاوت ارزش دفتري و منصفانه بايد بلافاصله بعد از سود و زيان عمليات در حال تداوم گروه در صورت سود و زيان تلفيقي منعكس شود .

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 17:15  توسط شادروحی  | 

خلاصه استاندارد شماره ۱۵ (سرمایه گذاریها)

سرمایه گذاری: نوعی دارائی است که جهت افزایش منافع اقتصادی نگهداری می شود.

انواع سرمایه گذاریها از لحاظ قصد مدیریت  و محدویت در واگذاری به دو طبقه تقسیم می شوند:

۱-سرمایه گذاری بلند مدت

۲-سرمایه گذاری کوتاه مدت(جاری)

سرمایه گذاری بلند مدت: زمانی سرمایه گذاری بلند مدت تلقی می شود که دو شرط زیر را داشته باشد:

۱-مدیریت قصد داشته باشد که سرمایه گذاری را به مدت صولانی نگهدارد.

۲-با فروش سرمایه گذاری قیمت سهام دستخوش تغییرات عمده ای قرار گیرد یعنی محدویت در واگذاری وجود داشته باشد.

بنابراين‌ سرمايه‌گذاري‌ بلندمدت‌ مشتمل‌بر موارد زير است‌:

۱-سرمایه گذاری در واحد های تجاری فرعی و وابسته.

۲-سرمایه گذاریهایی که جهت(حفظ و ایجاد یا تسهیل)روابط تجاری انجام می گیرد.

۳-سرمایه گذاریهایی که نمی توان واگذار کرد.یعنی با واگذای آن فعالیتهای تجاری مختل می شود.

۴-سرمایه گذاریهایی که بطور مستمر جهت کسب درآمد نگهداری می شود.

سرمایه گذاری جاری(کوتاه مدت): سرمایه گذاری است که بلند مدت نباشد.

 

طبقه بندی سرمایه گذاریها از نظر سهولت تبدیل به وجه نقد:

۱-سرمایه گذاری سریع المامله

۲-سایر

 

روشهای انعکاس سرمایه گذاریها در ترازنامه:

۱-ارزش بازار (برای سرمایه گذاری جاری----سریع المعامله)

۲-اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش(برای جاری-------سریع المعامله و سایر)

۳-خالص ارزش فروش(برای جاری-------سایر)

۴-بهای تمام شده پس از کسر ذخیره کاهش دائمی در ارزش(برای بلند مدت -----سریع المعامله و سایر)

۵- تجديد ارزيابي‌ به عنوان‌ يك‌ نحوه‌ عمل‌ مجاز جايگزين‌(دوره تناوب ۱ساله) (برای بلند مدت --------سریع المعامله و سایر)

 

 

ادامه مطلب مفید تر خواهد بود:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 10:36  توسط شادروحی  | 

نکات مهمی در مورد سرمایه گذاریها طبق استاندارد ۱۵و۱۸و۱۹و۲۰ایران:

 ابتدا لازم می دانم سولاتی را در مورد سرمایه گذاریها داشته باشم و بعد ۴استاندارد فوق را خلاصه و تشریح خواهم کرد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:0  توسط شادروحی  | 

۱-سرمایه گذاری چیست؟

۲-انواع سرمایه گذاریها و یا طبقه بندی سرمایه گذاریها را نام ببرید؟

۳- نحوه حسابداری سرمایه گذاریها طبق استاندارد های حسابداری ایران؟

  تئوريهاي تلفیق

شرح
تئوري شركت مادر
تئوري واحد اقتصادي
استاندارد حسابداري ايران
 
سرقفلي
 
بهاي تمام شده سرمايه گذاري- سهم اصلي از ارزش منصفانه خالص دارائيهاي فرعي
 
بهاي تمام شده سرمايه گذاري/درصد سهم اصلي - ارزش منصفانه خالص دارائيهاي فرعي
 
مانند تئوري
 شركت مادر
 
سهم اقليت
 
سهم از ارزش دفتري خالص دارائیهای فرعي
 
سهم از ارزش روز خالص دارائيهاي فرعي
 
بين تئوري شركت مادر و اقتصادي

نکته : تئوریهای فوق زمانی است مطرح می شود که سهامدار اقلیت وجود داشته باشد. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 11:53  توسط شادروحی  | 

قانون مالیاتهای مستقیم

بطور کلی دو نوع مالیات داریم :الف- مالیاتهای مستقیم ب-مالیاتهای غیر مستقیم

الف-مالیات مسقیم که موضوع بحث هم هست دو طبقه دارد:۱-مالیات بر دارائی ۲- مالیات بر درآمد

ب-مالیات غیر مسقیم یا مالیات بر مصرف همان ارزش افزوده است.

۱-مالیات بر دارائی دو قسم دارد:الف-حق تمبر ب- مالیات بر ارث

۲-مالیات بر درآمد شش قسم دارد:۱-مالیات بر حقوق۲-مالیات املاک ۳-مالیات مشاغل ۴-مالیات اشخاص حقوقی ۵-مالیات بر درآمد اتفاقی ۶- مالیات بر درآمد کشاورزی

در اينجا ما فقط در رابطه با مالياتهاي مستقيم بحث مي كنيم

 

 اشخاص مشمول مالیات

ماده 1– اشخاص زیر مشمول پرداخت مالیات می باشند:

1– کلیه مالکین اعم از اشخاص حقیقی یا حقوقی نسبت به اموال یا املاک خود واقع در ایران است

2– هرشخص حقیقی مقیم ایران نسبت به درآمدهایی که در ایران و خارج از ایران دارد.

3– هرشخص حقیقی مقیم خارج از ایران نسبت به درآمدهایی که در ایران دارد

4– هر شخص حقوقی ایرانی نسبت به کلیه درآمدهایی که در ایران یا خارج از ایران دارد.

5– هر شخص حقیقی یا حقوقی غیر ایرانی نسبت به درآمدهایی که در ایران دارد و همچنین نسبت به درآمدهایی که بابت واگذاری امتیازات یا سایر حقوق خود و یا دادن تعلیمات و کمک های فنی و یا واگذاری فیلم های سینمائی از ایران تحصیل می کند.

ماده 2– اشخاص زیر مشمول پرداخت مالیات های موضوع این قانون نیستند:

1– وزارتخانه ها و مؤسسات دولتی

2– دستگاه هایی که بودجه آن ها به وسیله دولت تأمین می شود.

3– شهرداری ها

تبصره 1–اگر سه مورد فوق بخشی یا تمام سهام یک شرکت را داشته باشند ُ سود شرکت معاف از مالیات نیست.

تبصره 2– اگر سه مورد فوق درآمدي حاصل از فعالیت های صنعتی، معدنی، تجاری، خدماتی وسایر فعالیت های تولیدی به نحوی غیر از طریق شرکت نیز تحصیل كنند، در هر مورد به طور جداگانه به نرخ مذکور در ماده (105) این قانون مشمول مالیات خواهد بود.مسئولان سه اداره  فوق در پرداخت ماليات مذكور مسوليت تضامني دارند.

تبصره 3– معافیت این ماده برای مواردی نیز هست که مجوز حضرت امام و یا مقام معظم رهبری را داشته باشند.

 ماده ۱۷-اگر یک نفر بمیرد (واقعی یا فرضی) اموال او به شرح ذیل مشمول مالیات است:

۱-متوفی و وراث هر دو ایرانی مقیم ایران باشند:

نسبت به آنچه در ایران و خارج از ایران دارند پس از کسر مالیات پرداختی در خارج به نرخ ماده ۲۰ این قانون.

۲-متوفی و وراث هر دو ایرانی مقیم خارج از ایران باشند:

نسبت به آنچه در ایران و خارج از ایران دارند به نرخ ماده ۲۰ این قانون نسبت به آنچه در خارج دارند پس از کسر مالیات پرداختی در خارج به نرخ ۲۵٪

۳-درمورد اتباع خارجی و سایر موارد نسبت به آنچه در ایران دارند کلا به نرخ ماده ۲۰ برای وراث طبقه دوم.

 

ماده 18– وراث از نظر این قانون به سه طبقه تقسیم می شوند:

1 – وراث طبقه اول که عبارتند از: پدر، مادر، زن، شوهر، اولاد و اولاد اولاد

2 – وراث طبقه دوم که عبارتند از: اجداد، برادر، خواهر و اولاد آنها

3 – وراث طبقه سوم که عبارتنداز: عمو، عمه، دائی، خاله و اولاد آن ها

ماده 19– اموال مشمول مالیات بر ارث عبارت است از: کلیه ماترک متوفی واقع در ایران و یا خارج از ایران اعم از منقول و غیر منقول و مطالبات قابل وصول وحقوق مالی پس از کسر هزینه کفن و دفن در حدود عرف و عادت و واجبات مالی و عبادی در حدود قواعد شرعی و دیون محقق متوفی.

تبصره– بدهی که متوفی به وراث خود دارد در صورتی که مستند به مدارک قانونی بوده و اصالت آن مورد تأیید هیأت حل اختلاف مالیاتی قرار گیرد قابل کسر از ماترک خواهد بود. در مورد مهریه و نفقه ایام عده تأیید هیأت مذکور لازم نیست و در مورد وراث طبقه دوم و سوم کسر دیون منوط به آن است که متوفی تا تاریخ فوت خود دارای وراث از طبقه ماقبل حسب مورد بوده است.

ماده20– نرخ مالیات بر ارث نسبت به سهم الارث به شرح زیر است:

شرح

طبقه اول

طبقه دوم

طبقه سوم

تا50،000،000

5درصد

15درصد

35درصد

تا200،000،000

15درصد

25درصد

45 درصد

تا500،000،000

25درصد

35درصد

55درصد

به بالا

35درصد

45درصد

65درصد

طبقه اولي ها تا 30،000،000 ريال معاف هستند و اگر که کمتر از بیست سال سن داشته یا محجور یا معلول و یا از کار افتاده باشند اين مبلغ پنجاه میلیون (50،000،000) ریال خواهد بود.

ماده 21– اموالی که جزء ماترک متوفی باشد و تا یک سال پس از قطعیت مالیات و غیر قابل رسیدگی بودن پرونده امر در مراجع مالیاتی طبق قوانین یا احکام خاص مالکیت آنها سلب و یا به موجب گواهی سازمان ذیربط بلاعوض در اختیار وزارتخانه ها، مؤسسه های دولتی، شهرداریها، نهادهای انقلاب اسلامی یا شرکت هایی که صددرصد (100%) سهام آنها متعلق به دولت باشد قرارگیرد، از شمول مالیات بر ارث خارج و در صورتی که بابت سلب مالکیت عوضی داده شود ارزش آن عوض یا اموال سلب مالکیت شده هر کدام کمتر است جزء اموال مشمول مالیات بر ارث محسوب و در هر حال چنانچه مالیاتی اضافه پرداخت شده باشد مسترد خواهد شد.

   حکم این ماده در مواردی که وراث تمام یا قسمتی از اموال را که جزء ماترک باشد بطور رایگان به یکی از اشخاص مذکور در ماده (2) این قانون واگذار کنند نیز جاری است.

ماده 22– در صورتی که به موجب رأی هیأت حل اختلاف مالیاتی مطالبات متوفی غیر قابل وصول تشخیص داده شود، مطالبات مذکور جزء ماترک منظور نمی شود و اگر مالیات آن قبلاً وصول شده باشد مسترد خواهد شد و در صورت وصول احتمالی این گونه مطالبات ورثه ملزم به پرداخت مالیات متعلق خواهند بود. در هر صورت وزارت امور اقتصادی و دارایی از نظر تأمین مالیات متعلق می تواند به عنوان ثالث در دعوی مربوط شرکت و یا رأساً اقامه دعوی نماید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:41  توسط شادروحی  |